پای درس سیل باید نشست

 سیل سهمگین نوروز ۱۳۹۸ فارغ از اندوهی که بر دل ها نشاند و ویرانی هایی که بر جای گذاشت، درس هایی را با خود به همراه داشت و نشان داد که هنوز نقاط ضعف جدی در زمینه مقابله با حوادث طبیعی در کشور وجود دارد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، سیل ویرانگر نوروز ۹۸، از نظر گستردگی و شدت در تاریخ معاصر ایران، کم سابقه بود. بحران ناشی از این سیل، بار دیگر نشان داد، ایران کشوری است که همواره با بلایای طبیعی غیرمترقبه روبرو است. حتی در دورانی که به باور بسیاری از کارشناسان، خشکسالی های پیاپی نفس کشور را بریده است، ناگهان شدت بارش ها باعث غافلگیری مدیران و متخصصان هواشناسی و کارشناسان محیط زیست می شود.
با وجود آن که سیل امسال، صدمات مالی و جانی قابل توجهی به دنبال داشت اما می توان از این حادثه طبیعی، درس هایی بسیار آموخت و با توجه به تجارب کسب شده در این بحران، برای حوادث غیرمترقبه بعدی که در کشور بزرگ ایران، دیر یا زود رخ نشان می دهد، بیش از پیش آماده شد و دانست بلایای طبیعی شاید قابل پیش بینی نباشند اما این امکان وجود دارد که از خسارات و صدمات چنین حوادثی تا حد ممکن کاست.

** عرصه بحران فرماندهان واقعی می طلبد
یکی از اولین نکاتی که در روزهای آغازین بحران در جریان وقوع سیل در استان گلستان خود را نشان داد، غیبت استاندار این استان در زمان وقوع بحران بود. هرچند استانداران همچون سایر مقامات کشوری در مواقعی نیازمند مرخصی، استراحت یا درمانند اما در زمانی که احتمال وقوع سیل چند روز پیش از آغاز بحران پیش بینی شده بود حضور استاندار بسیار ضروری به نظر می رسید. در عین حال باید پذیرفت که مدیریت بحران در ایران همچنان فاقد فرماندهی منجسم است.
در سیل اخیر نیز دیدیم که بسیاری از مواقع سازمان ها و نهادها، دست به اقداماتی در جهت مقابله با بحران مذکور می زدند که با فعالیت یکدیگر، اگر نگوییم در تعارض که حداقل فاقد هماهنگی لازم بود. عدم هماهنگی میان برخی سازمان ها در رسانه ها بازتاب یافت.
متاسفانه همچنان در زمان بروز بحران های طبیعی در کشور، برخی از نهادها، سازمان ها یا چهره ها سیاسی به دنبال آن هستند که نشان دهد مسوولیت خود را به بهترین وجه ایفا می کنند و در صحنه بحران حاضرند. حضور در میدان با لباس های گلی و با چهره ای خسته، هرچند ارزشمند است اما به تنهایی منجر به حل مشکلات نمی شود.
در صورتی که تقسیم کار در زمان بحران، با دقت و نظم لازم برنامه ریزی و اجرا شود، چه بسا نیازی به چنین حضوری نباشد و نیروهای عملیاتی براساس برنامه از پیش تعیین شده در زمان بحران، اقدامات لازم را صورت خواند داد. به یاد داشته باشیم که مردم آسیب دیده، نیازمند اقدامات جدی هستند و اقدامات نمایشی در برابر دوربین ها دردی را از شهروندان دوا نمی کند.

** نظم در گردآوری کمک های مردمی؛ شاید وقتی دیگر
همچون زلزله استان کرمانشاه در سال ۱۳۹۶، در بحران سیل در نوروز ۱۳۹۸، بار دیگر همکاری صمیمانه برخی شهروندان و موج کمک های مردمی داوطلبانه، تبدیل به نمایشی شورانگیز از وحدت و همدلی شد اما تلاش برخی سلبریتی ها برای گردآوری کمک و حضور در میدان بحران، بار دیگر به بحث ها در مورد مسائل قانونی کمک به آسیب دیدگان و نقش نهادهای مردمی در امداد و نجات و کمک رسانی به آسیب دیدگان، دامن زد.
مسدود سازی حساب برخی از این چهره ها در زمان بروز بحران اخیر، بار دیگر این پرسش را مطرح می کند که حکم قانونی گردآوری کمک های مالی برای نیازمندان از سوی چهره های مشهور چیست؟ آیا چنین اقدامی خلاف موازین قانونی است؟ آیا مقامات ذی صلاح قانونی بر نحوه دریافت و توزیع کمک های مردمی که توسط چهره های مردمی گردآوری می شوند، نظارت دارند؟ و آیا می توان چنین کمک هایی را در یک نظام کمک رسانی مالی سراسری متمرکز ساخت؟ به نظر می رسد تنظیم قوانین در این مورد و مشخص کردن جایگاه و روش گردآوری کمک های داوطلبانه شهروندان با پیشگامی چهره های مردمی، ضرورتی است که باید درباره آن تصمیم گیری کرد، در غیر این صورت در حادثه طبیعی بعدی، اختلاف بر سر قانونی بودن یا غیرقانونی بودن گردآوری چنین کمک هایی، می تواند موجبات دلسردی مردم و کم اقبالی آنان به اهدای کمک های داوطلبانه را فراهم کند.

** هشتگ «من به گلستان نمی روم»؛ یک تجربه درست
هنگام بروز بلایای طبیعی گذشته، بسیاری از مدیران بحران و امدادگران متخصص، از حضور گسترده چهره های مردمی، افراد داوطلبی که هیچگونه تجربه ای در کمک رسانی ندارند، افراد کنجکاو یا آنانی که تنها برای تماشا به میدان بحران وارد می شدند، گلایه مند بودند؛ افرادی که نه تنها حضورشان در میدان بحران، کمکی به حل مشکلات نمی کرد که حتی این حضور می توانست باری شود بر دوش اهالی اغلب مهمان نواز.
نکته مهم آن است که از یک سو چهره های مشهور همواره این امکان را دارند که به شور و شوق مردم برای امداد رسانی و کمک مالی به آسیب دیدگان بیافزایند و از سوی دیگر حضور برخی چهره های مشهور ورزشی یا هنری در عرصه بحران نه تنها کمکی به حل مسائل نمی کند؛ بلکه در بسیاری از مواقع رفتارهای عده ای از این افراد می تواند موجبات بروز شک و تردید در هدف واقعی آنان از این حضور را در اذهان ایجاد کند. اینکه هر شخصیت مشهور بدون هیچگونه تجربه ای، تنها با چکمه ای گلی یا لباسی باران خورده در میدان بحران حاضر شود، به این معنا نیست که توانسته است باری از دوش آسیب دیدگان بردارد.
در بحران سیل اخیر اما داغ شدن هشتگی با عنوان «من به گلستان نمی روم» نشان داد که برخی از شهروندان این مهم را دانسته اند که امدادرسانی کاری حرفه ای و تخصصی و نیازمند تجربه، توانمندی و ابزارها و امکاناتی است که تنها تیم های حرفه ای توان انجام آن را دارند و باید برای حضور در میدان و کمک به آسیب دیدگان برنامه ریزی هایی صورت گیرد که هم فرصت کمک به آسیب دیدگان را برای داوطلبان فراهم کند و هم مانع از بروز آسیب های جدید بر اثر این حضور در مناطق بحران زده شود.

** فرهنگ سازی؟ از امروز شروع کنیم
در بحران سیل نوروز ۱۳۹۸، بسیاری از مدیران و مسوولان، از عدم همکاری شهروندان و بی توجهی آنان به اخطارها و توصیه ها گلایه داشتند. یکی از مدیران امدادی کشور در مصاحبه با رسانه ملی در خصوص حادثه شیراز گفت که «گویا برخی شهروندان تصور می کنند سیل با آنان سر شوخی دارد» و «به رغم اخطارهای مکرر، باز هم شهروندان در حریم مسیرهای سیل حضور می یابند»
تصاویر افرادی که تلاش می کردند در میانه سیل ماهیگیری کنند یا آن که برای گرفتن عکس و سلفی، خود را در خطر می انداختند، بارها و بارها در رسانه های رسمی و شبکه های اجتماعی منتشر شد. از همین رو به نظر می رسد که شهروندان ایرانی نیازمند آموزش های بیشتری در زمینه مقابله با بحران هستند. آموزشی که باید از همین امروز، به صورتی جدی در دستور کار قرار گیرد.
آموزش از هر طریقی ممکن است. آموزش و پرورش، صدا و سیما، رسانه های جمعی، شهرداری ها، دهیاری ها، استانداری ها، هلال احمر و سایر سازمان های مسوول، باید از سیل اخیر این تجربه را کسب کرده باشند که شهروندان نیازمند آموزش های اساسی در زمینه آشنایی با بلایای طبیعی و چگونگی مواجه هستند و اقدامات لازم برای انجام این مهم باید هر چه زودتر برنامه ریزی و آغاز شود. به یاد داشته باشیم که بلایای طبیعی برای ورود به خانه ها، هرگز دق الباب نمی کنند و نباید این تجربه فراموش شود.
شهروندان باید از کودکی بیاموزند که زندگی در جهان، به معنای آن است که هر شهروندی ممکن است روزی تجربه یک زلزله، یک سیل، یک آتش سوزی، یک ریزش کوه یا حادثه دیگر مشابهی را بچشد و باید از امروز نکات و موارد لازم برای مقابله با این بلایای طبیعی را بیاموزد تا به وقت لزوم بتواند جان خود یا خانواده را در وضعیت بحرانی، نجات دهد.

** طبیعت با کسی سر شوخی ندارد
حادثه دلخراش سیل شیراز نشان داد که نمی توان با طبیعت جنگید. آن زمان که تصمیم گرفته شد مسیل سیلاب شهر شیراز تبدیل به خیابان و پارکینگ شود، زمانی که عده ای با خیال آن که حریم رودها برای همیشه عقب نشسته اند و می توان در این حریم دست به خانه سازی زد و آن روزی که مدیران با تصور آن که هرگز سیلاب دیگری را نخواهیم دید و می شود در تدارک مسیر گذر سیلاب از زیر خطوط راه آهن یا مسیر جاده ها کوتاهی کرد، در واقع طبیعت را دست کم می گرفتند. سیل شیراز اما چهره خشمگین طبیعت را نمایان ساخت و نشان از بی رحمی آب های خروشان در برابر مدیرانی داشت که با یک امضاء، بستر طبیعی را از دامان مسیل ها گرفته بودند.
به واقع اگر مدیران و مسوولان و همینطور برخی از شهروندان، از سر جنگ با طبیعت بر نمی آمدند و با قطع درختان، پر کردن مسیل آب، نادیده گرفتن حریم رودخانه ها و سهل انگاری در زمان اجرای طرح های عمرانی، خطرات را دست کم نمی گرفتند، هرگز امکان نداشت که سیل بهاری، تا این اندازه ویرانگر و تخریب کننده باشد. نادیده یا دست کم گرفتن خطرات طبیعت، چیزی نیست که زمین فراموش کند.
تجربه سیل اخیر باید مورد توجه مدیران و مسوولان قرار گیرد و به سرعت طرح های عمرانی مشابه نظیر پر کردن مسیل حاشیه دروازه قرآن، باید به سرعت از سوی متخصصان و مسوولان در سراسر کشور مورد بازنگری قرار گیرد و در صورت لزوم، اصلاحات لازم صورت پذیرد. در غیر این صورت، حادثه طبیعی بعدی نیز می تواند به همین اندازه و شاید چه بسا بیشتر از سیل اخیر، ویرانگر باشد.

** فقدان نظام بیمه ارزان و اجباری؛ حلقه مفقوده مقابله با بحران
با وجود اینکه ایران کشوری است که وقوع حوادث طبیعی در آن عادی است و اینکه قرار گرفتن سرزمین چهار فصل ما روی گسل های زمین و مسیر رودخانه های خروشان، برکسی پوشیده نیست اما نبود نظام بیمه حوادث و بلایای طبیعی در کشور و وجود قوانین ضروری برای اجبار شهروندان برای بیمه منازل خود و همچنین قیمت بالای تعرفه های بیمه برای اقشار کم درآمد جامعه، باعث شده است تا هر بار پس از بروز بحران و وارد شدن صدمات سنگین به منازل شهروندان در مناطق کم برخوردار، دولت به ناچار از بودجه عمومی کشور، برای جبران خسارات وارد آمده به شهروندان وارد عمل شود؛ امری که موجب ایجاد فشاری مالی سنگین بر پیکره اقتصاد کشور و در دوران اوج جنگ اقتصادی است.
این در حالی است که اجبار مالکان خودرو به پرداخت حق بیمه شخص ثالث و همچنین اجبار کارفرمایان به پرداخت حق بیمه کارگران، نمونه های از راه های پیشگیری است که همواره بهتر از درمانند. بیمه در جهان پر خطر امروز، نیازی است ضروری که هرگز نباید آن را فراموش کرد و بهتر است قوانینی در جهت کاهش تعرفه و سرعت بخشیدن به روند بیمه کردن منازل در کشور برای مقابله با حوادث طبیعی صورت پذیرد.

** شبکه های اجتماعی فرصتند یا تهدید؟
گسترش شبکه های اجتماعی و شیوه های نوین ارتباطی در سیل اخیر، بار دیگر پیامدهایش را نشان داد. از یک سو شهروندان از طریق این شبکه ها توانستند با شهروندان آسیب دیده همدردی کرده و در عین حال از آخرین اخبار و اطلاعات درباره بحران اخیر، به سرعت مطلع شوند و از سوی دیگر شایعات نیز در این شبکه ها سریعتر از قبل دست به دست شدند. مساله مهم آن است که به رغم برخی محدودیت ها و ممنوعیت ها، دوباره مشخص شد که شبکه های اجتماعی داخلی، راهی طولانی برای رسیدن به تعداد قابل قبولی از مخاطبان دارند و این شبکه های اجتماعی بین المللی هستند که بیش از پیش از سوی شهروندان برای تبادل اطلاعات به کار می روند.
ممنوعیت استفاده از برخی شبکه ها، بار دیگر باعث شد که دولت نتواند از این امکانات برای اطلاع رسانی و مدیریت فضای اجتماعی بحران زده، استفاده کند و بدون هر تلاشی این فرصت به سایرین داده شد تا با انتشار شایعات و تبلیغات منفی، رنج و آلام شهروندان را بیش از پیش افزایش داده و موجب ترس و وحشت عمومی شوند. تجربه سیل نوروز ۹۸ بار دیگر این مهم را مشخص کرد که هرگز با دوری جستن از امکانات و فرصت ها و واگذاری آن به دیگران، نمی توان انتظار موفقیت و مدیریت صحیح میدان بحران را داشت.

** اختلافات را برابر دوربین ها نیاوریم
متاسفانه در سیل اخیر، اختلاف نظر میان گروه های سیاسی و مقامات مسوول در پشت درهای بسته باقی نماند و به عرصه عمومی کشور و سطح رسانه ها کشیده شد. برخی مدیران و مقامات با متهم کردن رقبای سیاسی خود به کم کاری، تلاش کردند تا اقدامات خود را که ذیل وظایف قانونی آن ها قرار داشته است برجسته کرده و از ارزش کار جناح مقابل بکاهند.
مقابله با بحران و حضور در میدان جنگ با خشم طبیعت، نیازمند وحدت و همدلی است و مردم آسیب دیده باید به وحدت و همدلی مسوولان و تلاش بی وقفه آنان دلگرم شوند. اینکه مسوولی در برابر دوربین ها سخن از ناکارآمدی مدیران و مسوولان دیگر بر زبان براند، دوای درد مردم رنج دیده نیست. همیشه پس از پایان بحران، می توان پشت درهای بسته، به نقد و بررسی کارنامه مدیران و مسوولان پرداخت و هر مدیری را که در امر خدمت رسانی به آسیب دیدگان کوتاهی کرده است طبق قانون مجازات کرد.
بحران اخیر اما نشان داد که طبق معمول سال های اخیر، این دیوار دولت است که از همه دیوارها کوتاه تر است و هر مقام غیردولتی به سادگی به خود این حق را می دهد که تمام خدمات دولت و تلاش های مدیران مسوول را به سادگی و تنها براساس مشاهدات شخصی خود زیر سوال ببرد و در برابر دوربین ها فریاد وامصیبت ها سر دهد. این در حالی است که چنین اقداماتی خلاف دستور صریح مقام معظم رهبری مبنی بر وحدت و همدلی تمامی مدیران و مسوولان و همکاری در جهت تسکیم آلام شهروندان و رفع مسائل و مشکلات است.

** مقابله با بحران نیازمند بودجه و امکانات است
پس از سیل اخیر، بار دیگر بحث بر سر امکانات، مقدورات و منابع مالی سازمان های مقابله با بحران کشور، نظیر ستاد مقابله با بحران یا سازمان هلال احمر کشور، در عرصه عمومی طرح شد. بسیاری از شهروندان در مقایسه میان بودجه سالیانه سازمان های متولی مقابله با بحران کشور و برخی دیگر از سازمان ها، در شرایط جنگ اقتصادی، این پرسش را مطرح کردند که چرا بودجه سازمان هایی همچون هلال احمر کشور، بسیار کمتر از برخی نهادها و سازمان ها است. این پرسش، پرسشی است که باید به آن پاسخ داده شود. ایران کشوری است که هر از چند گاهی یک بلای طبیعی در آن رخ نشان می دهد و باید سازمان های مسوول مقابله با بحران، بیش از پیش امکانات و مقدورات خود را برای کمک رسانی به مردم افزایش دهند.
در عین حال بحث بر سر کمبود برخی تجهیزات تخصصی جهت مقابله با سیل، زلزله یا آتش سوزی در کشور، همچنان جدی است. به نظر می رسد سازمان های مسوول مقابله با بحران، هنوز از کمبودهایی اساسی در امکانات مقابله با بحران رنج می برند و باید این امکانات را بیش از پیش افزایش داد تا جایی که دیگر نیاز نباشد به دلیل کمبود وسایل حمل و نقل در سیل، از نفربرهای ارتشی استفاده کرد.
در عین حال سیل اخیر ثابت کرد نقش پر رنگ و ارزشمند نیروهای نظامی و انتظامی برای کمک به آسیب دیدگان، قابل تقدیر است و حضور این نیروهای زبده و دارای امکانات، تا چه اندازه می تواند کمبودها و مشکلات موجود را با کار جهادی و باور انقلابی، رفع کند.
پژوهش**۹۴۷۹

انتهای پیام /*

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme