سرمقاله / نقدی برانتقاد…!!

بخش دوم مناظرات کاندیداهای دوازدهمین دوره ریاست جمهوری هم به پایان رسید و چون قسمت اول این سریال سه قسمتی تکرار حرفهایی بود که در پوشش اتهام و به نام نقد به چشم دیدیم و به گوش شنیدیم. بلاشک یکی از پربیننده ترین دستپخت صدا و سیما همین سریال مناظرات سه قسمتی است که ده ها میلیون نفر را به مدت چندساعت بر پای تلویزیون نگاه می دارد. شاید از مهمترین ارکان یک مناظره را باید تاثیر فرهنگی آن بر افکار عمومی و قومیت ها و تنوع ایلی، عشایری و مذهبی  کشور دانست، اینان نمایندگان توده های گوناگون فکری، عقیدتی و سیاسی کشورند در یک شش ضلعی نامنظم، از نوع برخورداری از بکارگیری واژگانی خاص و تکرار برخی جملات در بحث هایی بی وجه و بی هویت، تناوب در آرام یا بلندحرف زدن و حرکات سر و دست می توان در مورد بافت فرهنگی سیاسی کشور اظهارنظر کرد. رسانه ملی کسانی را رو در روی دولت قرارداده که طبیعتا کار را با هجمه به دولت و بنام نقد عملکرد آغاز می کنند و این کاملا طبیعی است اما عیبی و ایراد و سکته ای که این نوع مصاحبتها دارد نبود وقت کافی برای پاسخ دهی به حملاتی است که بعدا و به سرعت تکذیب شد، جو حاکم بر مناظره را  به مشاجره تبدیل و تا انتهای آن نیز ادامه داشت، یک جنگ لفظی بی محتوا که خروجی آن دل خنک شدن هواداران این شش ضلعی نامزدان ریاست جمهوری بود، یک حاشیه بزرگ که متن در آن گم شد و حاصل آن هزاران کلمه ردوبدل شده بی ربط با سوالات بود.آمارهای ارائه شده از آنچنان تناقضی برخوردار است که فقط تبدیل به لقلقه زبان می شود.نقد کردن و انتقاد و پاسخ دهی شرایطی دارد که در یک وقت دو دقیقه ای و یا ۴ یا ۵ دقیقه ای بیشتر تبدیل به یک طنز می شود تا نقدی موشکافانه و پاسخ هایی مستدل. در کشور ما به دلیل نبود تشکیلات حزبی مستقر و واقعی و نبود کارهای سازمانی، ابن الوقت و باصطلاح امروزی ها یهویی همه چیز باهم و فشرده تبدیل به مسابقه نابرابر مناظره می شود.تبدیل انتقاد به تخریب، تبدیل نقد به تهمت ، دگردیسی انتقاد به دروغی برای اثبات، مجموعه بی در و پیکری است که شرایط به روز جامعه امروزی ما را به نمایش می گذارد.شش نفر کاندیدا از ماورای زمین نیستند همگی شان آدمهایی هستند مانند همه، اما با نامی و برندی، با نانی و مکانی، با علقه های وسیع و ریشه دار قدرت خواهی، این نفس بشر است، که برای محق نشان دادن خویش دست به هر کاری بزند که قابل توجیه هم باشد.این مناظره بیشتر به تسویه حساب های حزبی و گروهی شبیه است تا سخنانی که  در آن صداقت و پاک زبانی و منطق حاکم باشد!! کسانی که کمترین سابقه مدیریتی در بدنه دولت را دارند بیشترین باصطلاح نقد را مطرح می کنند و کمترین منطق را برمی تابند. اینجا صحنه کارزار کسانی است که سعی می کنند یکان یکان خویش را تنها نجات دهنده مردم بپندارند و در توهمات خویش آدرس های غلطی که به مردم می دهند دایم از سوی آنان شعار دهند و درد کرامت کمرشان را شکسته، ما داریم تمرین دموکراسی می کنیم و درحال گذار، به لحاظ بینش اجتماعی هیچ کشوری در منطقه یارای قیاس بامانیست، مردم با توجه به جهان مجازی نیک می دانند که دیگر نمی شود رأی شان را با هر ابزار و راهی ضبط و مصرف کرد.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*