سرمقاله / حواس مان جمع باشد…!!

تجربه چهاردهه آنقدر برای مان ارزشمند هست که بی گدار به آب نزنیم و درانتخاب کسانی که می خواهند راهی شوراهای شهر و روستا شوند و در انتخاب کسی که می خواهد ریاست جمهور دوره بعدی شود کلاه قاضی کنیم و نیک اندیشه کنیم و خواسته های مان را بر ریلی سوار کنیم که مقصدش را خوب می دانیم.
حواس مان باشد که به ما آدرس اشتباهی ندهند، حواس مان باشد با نشان درباغ سبز سر از کویری برهوت درنیاوریم، حواس مان باشد که این روزهای پرالتهاب تا جمعه موعود همه ما جزو عزیز شده های نامزدها هستیم که به سرو جان مان قسم می خورند و یقه می درانند، همه بنام نامی مردم و به عشق خدمت به آنان میلیارد میلیارد هزینه می کنند تا بیایند که ما را از فقر و بدبختی و عقب ماندگی نجات دهند، مامردم چقدر عزیزکرده های نامزدهای مسابقه شوراها وریاست جمهوری هستیم، اینان حتی می آیند با ما عکس سلفی هم می گیرند و بر سرسفره مان هم لقمه نانی می خورند که اثباتی باشد که از جنس ما هستند و درست مانند ما زندگی می کنند و بگویند که خاکی خاکی اند.
حواس مان باشد که قرار است آینده ای که بسیار از آن به نیکی یاد می شود را بدهیم دست کسانی کارگردانی کنند که می گویند خبره این کارند و تخصص اش را دارند و حتما تعهدش را، گروه نامزدان در راهند و قرار است که به عقد مردم درآیند و بر سر این نامزدان و مردم قند صداقت ساییده شود، قرار است بنشینیم و با آنان سنگ های مان را وا بکنیم و بعد بله را بگوییم..!!
حواس مان باشد که در این آشوب و بلوای اطراف مان به چه کسانی نیاز داریم، به شعار یا شعور ؟ به حرف یا عمل، به صلاح یا سلاح، به وعده یا برنامه، به نگاه یا احساس، به پاک اندیشی و پاک زبانی و پاک دستی یا با ادعای آن، به کلمه مار یا عکس مار ، به حساب و کتاب و قانون یا باری به هرجهت و دور زدن قانون…
حواس مان باشد که دل در گرو چه کسانی می دهیم که قرار است تا آخر خط با آنان پای کار باشیم ، حواس مان باشد که دگربار نیازماییم آموزه ای را که درچشمان مان خیره شود و دروغ گوید و ببافد فرهنگ لمپنیسم را برای مان، حواس مان باشد که نقاب برچهره زدگانی ظاهرالصلاح بر منطق مان چیره نشوند تا باز بهایی سنگین از جیب و حیثیت و شرافت مان پرداخت نکنیم.
حواس مان باشد که خودکرده را تدبیر نیست و دیگر زمان آزمایش و خطا سالهاست که دوران اش به سرآمده، نیاز مردم و کشور آرامشی همراه بانشاط است که به ایستگاه آسایش ختم شود، نگذاریم که ملعبه دست سیاست بازانی قرار گیریم که بارها و بارها مردود شده اند و در تلاش اند که با تک ماده دوباره باز از قامت مردم چون نردبام برای صعود استفاده کنند، به هوش باشیم که انقلابی گری با چهره ای خشن، شعارزدگی، نگاه سلبی، خودمحوری، دوری از برنامه مندی و.. با واقعیت و اصل آن بسیار متفاوت است، انقلابی گری راه هوشمندانه ای است که در آن قدرت جذب تمامی نحله های فکری، سیستم محوری و برنامه مداری و تخصص و تعهد و صداقت و شفافیت و پاسخگویی است.
حواس مان باشد که درجمعه موعود خودمان را ثابت کنیم که هستیم و قرار نیست نقش مهره شطرنج را بازی کنیم و این ما مردم هستیم که مهره ها را می چینیم….!!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*