آخرین خبر :

یادداشت امروز/آموزش و پرورش و چالشهای فرارو …!

محمد راعی فرد
هیچ کشوری و هیچ مردمی به کمال مطلوب نرسیده و نمی رسند مگر از سکوی پرشی بنام آموزش و پرورش. تمامی باورها و شدن های یک نسل از چشمه جوشان مدارس سیراب می‌شود. اهمیت آموزش و پرورش آنقدر حیاتی است که کشورهای مترقی و پیشرفته تمامی تلاششان بر بالاتر بردن کیفیت آموزش و فراوانی امکانات نرم افزاری و سخت افزاری برای آن است. معلمین گزینش های بسیار سختی دارند اما پس از ورود به مدارس دیگر دغدغه ای به نام معیشت ندارند بلکه تمام عمر تدریسشان صرف مطالعه و حل شدن در جریان سیال برنامه های به روز شده آموزشی است.در طی دهه های گذشته، آموزش و پروش کشورمان شاهد تغییرات فراوان و سریالی بوده و هست که این تغییرات بیشتر بر مبنای سلایق حزبی و گروهی و شخصی بوده تا منافع ملی در دراز مدت.
هیچ گاه یک سیستم تعریف شده بر این وزارت خانه حاکمیت نیافت، هر دولت طرحی ارائه کرد و آموزش و پرورش تبدیل به آزمایشگاهی دهها میلیون نفری شد که آزمون و خطا در آن بیداد می کرد و می کند.
سیستم ، تعریف علمی و ملی دارد و با تغییر دولت ها نمی توان آن را دستخوش شوک های دائمی کرد. هنوز در کشورمان مدارس خشتی و گلی و کپری خودنمایی می کند، بسیاری از مدارس استیجاری هستند و درصد بسیار بالایی از آنان ایمنی استاندارد را ندارند. تقسیم مدارس به دولتی، غیر دولتی ،نمونه ، تیزهوشان و … باعث گردیده  تا نوعی نگاه طبقاتی در آموزش و پرورش حاکم شود.
نبود امکانات اولیه در مدارس چه به لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری عملا آنان را به روزمرگری کشانده، کلاس هایی که به لحاظ حجم هوا و نور و دانش آموزان کمترین استاندارد را دارند، معلمینی که همواره تکرار مکررات سرفصلهای درسی را در دستور کار دارند. با کمترین مطالعه و به روز آوری معلومات ، نبود آزمایشگاه ها ، تفریحات سالم و تخصصهای لازم، عملا آموزش و پرورش را به بن بستی ناخواسته و گاه خواسته کشانده و می‌کشاند.آموزش و پرورش لایه های فراوان و پیچیده ای دارد که هر کسی را توان ساماندهی آن نسبت، با شعار و نصیحت و بخشنامه و … نمی توان درختی تناور را به ثمر رساند. مدیرانی می‌خواهد استخوان خرد کرده و عزمی ملی و سرمایه گذاری نجومی تا بتوان شاکله یک آموزش و پرورش نوین و پویا و مدیر ساز را فراهم نمود.مدارس ما آن روح پر طراوت ، سخت کوش ، پر انرژی و پر انگیزه را از دست داده اند.هم معلم و هم دانش آموز آنقدر که ساعت خویش را برای رهایی از سختی روش های خشک تدریس نگاه می کنند به متن اصلی توجه ندارند تا آموزش و پرورش ما در تارهای تنیده حاشیه هایش زندانی شود.قصد نگارنده که خود بیش از ۳۰ سال را در این سیستم تدریس کرده و خاک و گرد گچ و تخته را به شمیم جان کشیده تضعیف و یا فرو خواباندن واقعیت زحمات معلمین اش نیست.اما چنان چه سر در زیر برف غفلت فرو کنیم و واقعیتهای  دنیای اطرافمان را کتمان و یا از آن بگریزیم وضع اسف بار این بیمار نحیف به سوی احتضار حتمی پیش خواهد رفت. کشور آتش فشان ها و زلزله های دایمی ژاپن با مساحتی یک چهارم کشور ما و جمعیتی دو برابر ما که ۶۷ درصدش را کوه و جنگل فرا گرفته و فقط ۱۵ درصدش قابل کشت است.کشوری که از هر گونه منابع طبیعی مثل نفت و گاز محروم است ولی درآمد سرانه مردمش ۳۸ هزار دلار یعنی ۱۵ برابر ایران است، سطح رفاهش از تمامی کشورهای آسیایی و بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکا بیشتر است، تعلیم و تربیت در ژاپن بر عهده وزارت آموزش و پرورش و علوم و فرهنگ آن است که این وزارت، آموزش کودکان را از دوره ابتدایی آغاز و تا پایان دانشگاه ادامه می دهد، که مراکزی نظیر موزه ها ، نمایشگاه ها، سالن های تئاتر و سینما زیر نظر این وزارت خانه هستند. در ژاپن مساحت هر کلاس عادی ۷۴ متر مربع است . مساحت مدرسه ۶ کلاسه ده هزار متر مربع و مساحت یک مدرسه ۱۲ کلاس ۱۶ هزار متر مربع است. مدارس ابتدایی دارای اتاقهای تکثیر، بهداشت، موسیقی، سالن غذا خوری، سالن های ورزشی، استخر سرپوشیده و زمین چمن است. ساعت حضور دانش آموز در مدارس ۴۴ ساعت در هفته است که از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر پیوسته ادامه دارد. دانش آموزان ابتدایی ۲۲ ساعت و متوسطه ۱۶ ساعت را در کلاس های درس سپری می کنند و بقیه ساعات با برنامه هایی مانند فعالیت های گروهی ، جشن ها، نهار و استراحت سپری می شود. دانش آموزان در مدارس ابتدایی کشورمان در هر هفته ۲۴ ساعت و راهنمایی سابق و متوسطه ۳۶ ساعت به مدرسه می روند که تقریبا تمامی ساعات را در کلاس محبوس بوده و اوقات می گذرانند.هر سال تحصیلی در ژاپن ۲۴۰ روز و در ایران حدود ۱۸۰ روز می باشد.
مقایسه فوق را با کشوری آسیایی انجام دادیم تا متهم به غرب زدگی و غرب گرایی نشویم. ژاپن پس از جنگ جهانی دوم تبدیل به کشور منهدم شده ای گردید که مردمش از شدت قحطی برگ درختان را می خوردند چه اتفاقی افتاد که اینک تبدیل به قول غیر قابل کنترل شده؟ پاسخش بسیار آسان است، مسئولینش، مدیرانش، گروه های مرجع اش و از همه مهمتر مردمش خواستند و شد. نمی توان با تغییرات دایمی در فضای آموزش و پرورش و بدون آماده کردن الفبای زیر ساختی در هیچ طرحی موفق شد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل  !!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*