ازدواج های مجازی با سقف کاغذی/آیا در ازدواج فرزندم سهمی دارم؟

 یادم هست یک زمانی آن قدر با خودمان کلنجار می رفتیم که چطور سر صحبت را با والدینمان باز کنیم و بگیم قصد ازدواج داریم، اما یک چیزی شاید مثل حجب و حیا اجازه نمی داد تا حرف دلمان را بزنیم، اما حالا…

شاید این صحبت و درددل را بارها و بارها شنیده باشیم، گلایه هایی که به عناوین مختلف از زبان هر یک از والدین ما به اندازه ای تکرار شده که دیگر آن ها را نمی شنویم، اینکه، زمانه عوض شده ، جوان ها طور دیگری فکر و عمل می کنند، یک زمانی والدین، جایگاه خاصی داشتند و بدون اجازه آن ها حق آب خوردن نداشتیم، یک زمانی جلوی بزرگترها پاهایمان را دراز نمی کردیم و هزاران گلایه دیگر.
اگر کمی به این دردل ها توجه و تامل کنیم، خواهیم دید که در دل تمام این گلایه ها ساده و عامیانه یک اصل و ارزش نهفته است، والدین پیر و سالخورده ما در میان ادبیات ساده خود، می خواهند یک نکته را که شاید فراموش شده، به ما یادآوری کنند و آن خانواده است.
ما ایرانی ها در تاریخ خود ثابت کرده ایم که این اصل همواره برای ما مهم و ارزش بوده، ارزشی که این روزها گویا به کم رنگی روی آورده و جوانان به آن ها کمتر بها داده اند، این روزها جوان ها تاحدودی به خانواده که نهاد آن را والدین تشکیل می دهند، بی مهری می کنند و این بی مهری ها بیشتر در شیوه انتخاب همسر رخ می نماید.
اگر یک روزی والدین راس و محور شکل گیری زندگی دو جوان بودند گویا اکنون به حاشیه رانده شده و جای آن ها را فضای مجازی گرفته است، آری از ازدواج های مجازی با سقف کاغذی سخن می گویم، ازدواج هایی که دوامی چند ساله ، چند ماه و حتی چند هفته ای داشته اند.
اگر قدیمی ها یا والدین ما نکته ای را مدام یادآور می شوند هر چند با ادبیاتی ساده، از سر تجربه و پختگی بوده ، تجربه ای که اکنون دیگر دیده و شنیده نمی شود.
چه بسیار آشنایی و در نهایت ازدواج هایی که از فضای مجازی آغاز شده و به نتیجه ای نافرجام ختم شده است.
مثال ها در این رابطه بسیار است ، مثل داستان عاشقی پسری در فضای مجازی با دختری که هیچ شناختی از او نداشت و به رغم مخالفت های والدینش به تنهایی به خواستگاری دختر رفت و در نهایت متوجه شد که این دختر با افراد دیگری در فضای مجازی ارتباطات پنهانی دارد. دست آخر پسر ۲۶ ساله با حمایت های والدینش دختر را طلاق داد و این شکست را تاب نیاورد و خودش را حلق آویز کرد و داغ جوانی اش را بر دل والدین پیرش گذاشت.
یا داستان دختری که با ساده لوحی با فردی در فضای مجازی آشنا شد و رویای ازدواج با غریبه، او را از خانه فراری داد و در دام اعتیاد اسیر شد و دیگر نه راه پیش داشت و نه راه پس.
یا ماجرای دختری ۲۰ ساله که فرزند تاجری ثروتمند ساکن یکی از استان های کشور بود که از طریق واتس آپ فریب مردی را خورده بود که جز پشیمانی برایش سودی نداشت.
دخترک در تشریح جزئیات فریب خوردنش می گوید: چند وقتی بود که با پسری از طریق واتس آپ آشنا شدم، چیز زیادی از او نمی دانستم ولی آنطور که فهمیدم ۲۵سال سن داشت، مدت زیادی نبود که او را می شناختم ولی در همین مدت کوتاه خیلی برایم جذاب به نظر می رسید البته آنگونه که خودش را درپشت واتس آپ معرفی کرده بود و من نیز به این دوستی اعتماد کرده بودم او را قبول داشتم.
با اینکه زمان کوتاهی از مدت آشنایی ما از طریق واتس آپ می گذشت اما در همین مدت کوتاه بسیاری از اطلاعات زندگی من در اختیار او قرار گرفت البته او با زیرکی در بعضی از پست هایی که برایم می فرستاد از زندگی شخصی من نیز سوالاتی می پرسید، درآمد و شغل پدرم برایش خیلی اهمیت داشت یادم هست وقتی که گفتم پدرم یک تاجر ثروتمند است برای دفعه اول اصلا باورش نشد و فکر می کرد من واقعیت را پنهان می کنم، برای همین چند مرتبه در مورد شغل پدرم سوال می کرد و من ندانسته از نقشه ای شوم تمام واقعیت های زندگی ام را با او در میان گذاشتم.
یک روز گفت می خواهم از نزدیک ببینمت، وقت آن رسیده که با یکدیگر ملاقات داشته باشیم و من هم مثل همه روزهای گذشته که به او اعتماد کرده بودم ،حاضر به این ملاقات شدم ، دیداری که به دور از اطلاع خانواده ام شکل گرفت و تقدیری بد را برایم رقم زد.
در یکی از شهرهای خراسان رضوی قرار ملاقات گذاشت، آن روز به هر بهانه ای بود خودم را به قرار ملاقات رساندم. او مثل همان پست های واتس آپی که برایم می فرستاد جذاب به نظر می رسید و حرفهایش بیشتر مجذوبم می کرد.
او مرا به شهری که بعدا فهمیدم زابل است آورد، بلافاصله پس از رسیدن به زابل مرا دراتاق منزلی زندانی کرد و تلفن همراه ام را گرفت، تازه فهمیده بودم چه کلاهی بر سرم رفته و امید آرزوهای من قلابی است.
به صراحت می گفت من تو را فقط به خاطر پول پدرت به اینجا آوردم، او درخواست ۷۰۰ میلیون پول از پدرم داشت، حتی تصمیم داشت که مرا به افغانستان ببرد تا ۷۰۰ میلیون به دستش برسد اما پدرم پس از اولین تماس خودش را به زابل رساند، البته با همان مقدار پولی که او می خواست و سربازان گمنامی که مرا از چنگال دام شیطانی واتس آپ نجات دادند.
در طول شبانه روز هزاران اتفاق این چنینی در پس این تکنولوژی رخ می دهد که پایبند نبودن به ارزش های خانواده مسیر پرتگاه را بیشتر برای قربانیانش فراهم می کند.
بسیاری از کارشناسان خانواده معتقد هستند برخی از استفاده‌ کنندگان از شبکه‌های اجتماعی تا جایی پیش رفته‌ اند که زندگی خانوادگی آنها تحت تاثیر قرار گرفته و مشکلاتی برای آنها به وجود آمده است و گاهی نیز زندگی برخی افراد در اثر استفاده از این شبکه‌ها به مرز جدایی و طلاق رسیده است، نگرانی خانواده‌ها نیز از حضور فرزندان خود در این شبکه‌ها در اوج قرار دارد.
آسیب شناسانان معتقدند در ازدواج هایی که مورد تایید والدین نیست، زوج جوان از اعتماد به نفس کمتری در زندگی مشترک برخوردار هستند زیرا از حداقل حمایت ها برخوردارند این در حالی است که ازدواج های موفق شامل ازدواج هایی است که علاوه بر موافقت زوجین برای ازدواج، والدین نیز موافق باشند.

**دلبستگی های اینترنتی و سوء استفاده فرصت طلبان
سرهنگ علی نیک نفس رئیس مرکز تشخیص وپیشگیری پلیس فتا در رابطه با دوستی های اینترنتی گفت: دلبستگی های بوجود آمده در دوستی های اینترنتی در دراز مدت ممکن است منجر به سوء استفاده افراد فرصت طلب شود و در تجربه این دوستی ها، فرصتی برای انتخاب و شناخت صحیح دختر و پسر از یکدیگر به وجود نمی آید.
وی ادامه داد: معمولا افراد در این گونه دوستی ها فقط ادعا می کنند که ارتباطشان با انگیزه ازدواج است و این رابطه بیش تر بر عشق ورزی کور استوار است و عنصر خرد ورزی و عقلانیت در تصمیم گیری های اینچنینی وجود ندارد.
سرهنگ نیک نفس ادامه داد: دوستی های اینترنتی نه تنها مشکلی را برای پسران و دختران حل نمی کند ، بلکه اگر هم این روابط به ازدواج بیانجامد، در زندگی مشترک سوء ظن و بی اعتمادی را برای دو طرف به همراه دارد.
رئیس مرکز تشخیص وپیشگیری پلیس فتا گفت: معمولا دوستی های اینترنتی با انگیزه تفنن، سرگرمی و هوسرانی شکل می گیرد، عمر این دوستی ها بسیار کوتاه است و آنچه که در پی آن باقی می ماند تعارض فکری و احساسی دختران و پسران و از دست دادن اعتماد به نفس و به وجود آمدن بدبینی در بین آنها است.
نیک نفس در رابطه با پیشگیری لازم در این زمینه، گفت: برای پیشگیری از چنین آسیب هایی باید خانواده ها به نقش حیاتی خود در برابر فرزندان آگاه شوند تا بتوانند الگوهای صحیح رفتاری را به فرزندان ارائه دهند و آنها را در برابر آسیب های اجتماعی واکسینه کنند.
این مقام ارشد انتظامی ادامه داد: در این باره جامعه، خانواده و سازمان های مسوول می توانند با تقویت ارزش های اخلاقی، معنوی و انسانی و سست گردانیدن معیارهای مادی در نظر جوانان، تقویت و توسعه مراکز ورزشی و تفریحی و برنامه ریزی صحیح برای اوقات فراغت آنها، ارائه خدمات رفاهی و اجتماعی جهت برطرف کردن کمبودهای عاطفی کودکان و نوجوانان، پرورش احساس عزت نفس و اعتماد به نفس کودک و نوجوان در خانواده و مدرسه جلوی منزوی شدن جوانان در اجتماع و روی آوردن آنها به دوستی ها در فضای مجازی را بگیرند.
بازگشت به ریشه ارزش ها و باورهایمان و استفاده صحیح و به جا از تکنولوژی راهگشای حل بسیاری از آسیب های اجتماعی است، راهکاری ساده که اکنون بسیاری از کشورهای توسعه یافته به آن دست یافته اند، راهکاری که روزگاری ریشه در نهاد خانواده ایرانی داشت. بیایید به باور هایمان بازگردیم.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme