گزارش/ تنش میان قایق های تندرو با ناوهای غول پیکر


رسانه های منطقه از تشدید تنش های دریایی میان تهران و واشنگتن سخن به میان آورده اند. نوشتار حاضر به چرایی حضور آمریکایی ها در منطقه و تایخچه ی رویارویی طرفین پرداخته است.

در بخشی از مطلب یاد شده آمده است:

«…قوانین حاکم بر آب های خلیج فارس و دریای عمان بدلیل بین المللی بودن آنان مشمول قوانین دریاها و آب راه های آزاد می باشد. با این حال منطقه اتصال خلیج فارس به دریای عمان (تنگه هرمز) به دلیل باریک بودن آن و همچنین عمق کم ضلع جنوبی اش، کشتی های تجاری، نفت کش ها و ناوهای نظامی را ناگزیر ساخته جهت عبور، از منطق پر عمق متعلق به ایران عبور نمایند و همین امر آنها را مجبور می سازد که قواعد و قوانین وضع شده از سوی کشورمان را مراعات نمایند، امری که گویی گاها برای آمریکایی سخت آمده و آنها را به واکنش متقابل در برابر نیروهای ایرانی وا داشته است.

…برآورد تنش های گسترده میان ایران و ایالات متحده آمریکا در طول سالیان اخیر نشان می دهد که این جدال ها صرفا در راستای نقض قوانین از سوی آمریکایی ها نمی باشد، بلکه بر گرفته از سیاست های زیاده خواهانه آمریکا در سطح منطقه خاورمیانه می باشد. نیروهای دریایی آمریکا در حالی منطقه آمریکای شمالی و جنوبی را حیات خلوت خویش دانسته و مانع از فعالیت نظامی سایر قدرت های بین المللی در آن منطقه می شوند که به خود اجازه می دهند هزاران کیلومتر آن سوتر در دریای چین، خلیج فارس و سواحل مدیترانه بدون رعایت حقوق و منافع سایر دولت ها به فعالیت  پرداخته و این مناطق را خطوط قرمز خویش بنامند.»

متن کامل گزارش:

تنش میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران قدمتی به تاریخِ عمر نظامی انقلابی در ایران دارد. از همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سقوط هم پیمان کلیدی واشنگتن در خاورمیانه، طرفین به جدالی تمام نشدنی وارد شده اند. ماهیت استکبار ستیز نظامی اسلامی ایران و خوی امپریالیستی آمریکا عملا به لاینحل ماندن مشکلات ریشه ای طرفین بدل شده است.

دامنه درگیری ها در مقاطع مختلف دارای فراز و فرودهای متعددی بوده، با این حال کمتر زمانی پیش آمده که طرفین از جدال با یکدیگر امتناع ورزیده باشند. حضور پررنگ نیروهای هوایی و دریایی آمریکا در کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس زمینه تنشی بالقوه را میان تهران و واشنگتن فراهم آورده است.

قدرت روزافزون نیروی دریایی ایران و حضور دوچندان در آب های منطقه ای زمینه ای را برای چالش دریایی میان دو قدرت بین المللی (آمریکا) و منطقه ای (ایران) مهیا نموده است. در آخرین دور از چالش های فی مابین، رسانه های آمریکایی در روزهای اخیر از نزدیکی شماری از قایق های تندروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ناوچه و ناو شکن آمریکایی سخن به میان آورده اند. به گفته ی آنان تنها در روز چهارشنبه گذشته سه مورد رویارویی صورت پذیرفته که در حادترین آنان یک قایق تندرو در اطراف دو کشتی گشتزنی آمریکا مانور داده است. به گفته این رسانه ها در یک تنش صورت گرفته، ناوچه آمریکایی سه تیر هشدار به سوی قایق های ایرانی شلیک نموده است.

رسانه های آمریکایی هم چون ادوار گذشته و با یک طرفه به کرسی رفتن تلاش نموده اند ایران را متهم به ایجاد تنش نمایند، این در حالی است که عموما نیروهای دریایی آمریکا بدون درک حضور در آب های داخلی و یا آب های نزدیک به مرزهای ایرانی عامل این رویارویی بوده اند. دریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی در جدال چندی پیش صورت گرفته اظهار داشته که نیروهای تحت امرش به یک ناو آمریکایی اعلام نموده که از محل رزمایش دریایی ایران در اطراف تنگه هرمز فاصله بگیرد. در رابطه با چالش اخیر نیز وزیر دفاع کشورمان صراحتا بیان داشته  “اگر ناوگان آمریکایی وارد حوزه آبی ایران شود قطعا اخطار خواهد گرفت”.

رویارویی های اخیر اما برخلاف گذشته بیش از پیش شدت یافته است. جاش ارنست سخنگوی وزارت خارجه آمریکا مدعی شده که نزدیک شدن قایق های ایرانی به ناوهای آمریکایی “غیر قابل قبول” بوده و احتمال اشتباه را بالا خواهد برد. جان ریچاردسون فرمانده نیروهای دریایی آمریکا نیز اظهار داشته که این حوادث پررنگ کننده تنش های دریایی با ایران خواهد بود و می تواند تکرار رخدادهایی همچون بازداشت ۱۰ ملوان آمریکایی را در پی داشته باشد.

چرایی حضور آمریکا در خلیج فارس؟

با اتمام جنگ دوم بین الملل، جامعه جهانی شاهد ظهور قدرتی بلامنازع و کمتر آسیب دیده در گیتی بود. ایالات متحده آمریکا در فضای ضعف حاکم بر بریتانیا، فرانسه، آلمان و تا حدودی شوروی به جولان در مناطق حیاتی جهان پرداخت. خروج رسمی بریتانیا از آب های خلیج فارس پیش از وقوع انقلاب اسلامی، عملا آمریکا را به بزرگترین قدرت موجود در منطقه بدل نمود.

وجود ذخائر عظیم نفت و گاز  در سطح شمال و جنوب خلیج فارس، حضور اسرائیل در سطح منطقه، اهمیت ژئوپلتیک خلیج فارس و خاورمیانه، وجود جدال های تاریخی اعم از ارضی، مرزی و مذهبی، مهار کمونیسم، رشد و نمو جریان های اسلامی و برنامه های جهانی آمریکا در فضای دهکده جهانی همگی زمینه حضور مستحکم آمریکا در منطقه را فراهم آورد. حمله ی صدام حسین به ایران و سپس اشغال کویت فرصت منحصربفردی را برای آمریکا فراهم نمود تا تحت لوای حمایت از شیوخ مرتجع خلیج فارس در برابر زیاده خواهی صدام و مهار حکومت انقلابی ایران، به استقرار پایگاه هایی عظیم و متعدد در سراسر جنوب خلیج فارس متوسل شود، امری که تا به امروز تداوم یافته و گاها به ستیز میان نیروهای دریایی جمهوری اسلامی و تفنگداران دریایی آمریکا منجر شده است.

تاریخچه ی رویارویی ها

آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله بر علیه نظام نوپای اسلامی از سوی صدام حسین و حمایت پیدا و پنهان ایالات متحده از دیکتاتور عراق در خلال این جنگ خانمان سوز را می توان آغاز تنش های فی مابین دانست. ماهیت ضد سلطه جمهوری اسلامی و جایگاه ایالات متحده بسان یک ابرقدرت جهانی در تشدید رویارویی های گاه وبیگاه دخیل بوده است.

در خلال جنگ هشت ساله، رژیم بعثی مکررا به حمله به کشتی های تجاری ایران متوسل می شد، در سوی دیگر ماجرا، قدرت های جهانی هم چون اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا و کشورهای منطقه ای هم چون کویت و سعودی جهت ممانعت از آسیب رسانی به کشتی های عراقی، اقدام بر افراشتن پرچم های خود بر فراز کشتی های عراقی می نمودند، امری که نهایتا با واکنش جمهوری اسلامی از طریق مین ریزی دریایی و یا واکنش از طریق موشک های کرم ابریشم جهت ناامن سازی خلیج فارس مواجه می گردید.

ضد وخوردهای مقطعی در خلال جنگ میان دو طرف اما در سال پایانی شدت یافت. نیروهای آمریکایی تحت عنوان اسکورت نفتکش های کویتی با نیروی دریایی ایران وارد نبرد سنگینی شدند، فرایندی که در ابتدا با برخورد موشک های کرم ابریشم به نفتکش کویتی زمینه تحقیر نیروی دریایی آمریکا را فراهم آورد، اما در ادامه با حملات گاه و بیگاه بالگردهای آمریکایی به کشتی های ایرانی و اسارت و شهادت برخی از آنان منتهی شد. نیروی دریایی کشورمان نیز در این مقطع و به ویژه با اتکا به قایق های تندرو سپاه لطمات سنگینی را به ناوهای آمریکایی وارد آوردند.

حمله به سکوهای نفتی ایران نظیر سلمان، رشادت، نصر، قطع لوله های انتقالی نفت ایران در خلیج فارس، غرق کردن ناوچه های سهند و سبلان و… از جمله اقدامات جنایت کارانه آمریکا در حمله به مواضع نیروهای ایرانی بوده که با واکنش نیروهای ایرانی من جمله سقوط دو بالگرد آمریکایی، حمله به ناو آمریکایی، حمله به سکوی نفتی امارات و به آتش کشیدن یدک کش آمریکایی و نفت کش انگلیسی و مین ریزی مکرر دریایی پاسخ داده شد. نیروهای آمریکایی سرانجام و جهت تحت فشار گذردن انقلاب اسلامی، مبادرت به شلیک موشک به یک ایرباس مسافرتی ایران نمودند، واقعه ای هولناک که به شهادت ۲۹۰ سرنشین آن منجر شد.

از زمان اتمام جنگ ایران و عراق، نبردهای گاه و بیگاه اما در سطح اندک میان نیروهای دریایی ایران و ایالات متحده آمریکا صورت پذیرفته است.  توقیف کشتی تجاری متعلق به جزایر مارشال در سال ۱۳۹۴ که آمریکایی ها خود را متعهد به پشتیبانی از آن نموده بوده اند، اعمال محدودیت برای کشتی های ایرانی عازم یمن و بازداشت ملوان آمریکایی در چند ماه گذشته مهمترین رخدادهای فی مابین در سال های اخیر برآورد شده اند. نزدیکی نیروهای دریایی دو طرف به یکدیگر و پخش اخطارهای رادیویی یا شلیک های اخطار نیز به امری مرسوم در میان نیروی دریایی ایران و ناوهای آمریکایی در سطح خلیج فارس در سالیان گذشت بدل شده است.

اصل دفاعِ مشروع ایران

قوانین حاکم بر آب های خلیج فارس و دریای عمان بدلیل بین المللی بودن آنان مشمول قوانین دریاها و آب راه های آزاد می باشد. با این حال منطقه اتصال خلیج فارس به دریای عمان (تنگه هرمز) به دلیل باریک بودن آن و همچنین عمق کم ضلع جنوبی اش، کشتی های تجاری، نفت کش ها و ناوهای نظامی را ناگزیر ساخته جهت عبور، از منطق پر عمق متعلق به ایران عبور نمایند و همین امر آنها را مجبور می سازد که قواعد و قوانین وضع شده از سوی کشورمان را مراعات نمایند، امری که گویی گاها برای آمریکایی سخت آمده و آنها را به واکنش متقابل در برابر نیروهای ایرانی وا داشته است.

بنابر قوانین داخلی ایران، نظارت بر تردد ناوها و نیروهای دریایی بیگانه در حین عبور از آب های داخلی کشورمان جزو اصول بدیهی حافظین دریایی ایران می باشد. بر مبنای مفاد کنوانسیون حقوق دریاها، عبور از تنگه هرمز مشمول عبور ترانزیت می باشد. بر این اساس یگان های دریایی کشورهای بیگانه نسبت به کشور ساحلی تعهداتی از قبیل ممنوعیت تهدید یا توسل به زور علیه حاکمیت، احترام به تمامیت ارضی کشور ساحلی، منع فعالیت های اکتشافی و عبور بدون وقفه را دارند، اموری که با مشاهده رفتار آمریکایی ها می توان به نقض آنها شهادت داد.

برآورد تنش های گسترده میان ایران و ایالات متحده آمریکا در طول سالیان اخیر نشان می دهد که این جدال ها صرفا در راستای نقض قوانین از سوی آمریکایی ها نمی باشد، بلکه بر گرفته از سیاست های زیاده خواهانه آمریکا در سطح منطقه خاورمیانه می باشد. نیروهای دریایی آمریکا در حالی منطقه آمریکای شمالی و جنوبی را حیات خلوت خویش دانسته و مانع از فعالیت نظامی سایر قدرت های بین المللی در آن منطقه می شوند که به خود اجازه می دهند هزاران کیلومتر آن سوتر در دریای چین، خلیج فارس و سواحل مدیترانه بدون رعایت حقوق و منافع سایر دولت ها به فعالیت  پرداخته و این مناطق را خطوط قرمز خویش بنامند. در کشاکش تحریم های بین المللی بر علیه ایران و هشدار تهران مبنی بر بستن تنگه هرمز، باراک اوباما با نوشتن نامه ای به مقامات ایرانی آن را جزو خطوط قرمز خود دانسته و خواستار ممانعت از تحقق این مسئله شد، تنگه ای که جزو سرزمین های آبی ایران بوده و کیلومترها با منافع و مرزهای آمریکایی ها فاصله دارد. فرآیندی که نشان از خوی تجاوزکارانه و زیاده خواهانه آمریکا در ترسیم منافع خویش در جهان و ظلم به سایر ملت ها و عدم پذیرش حقوق حقه آنها دارد.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*