یادداشت امروز/لبخند خانم معلم و کلام آقای قهرمان

امروز خراسان جنوبی – زنگویی zangoei@birjandtoday.ir
اگر زیبایی در دل و دیده ما بنشیند، جز زیبایی نخواهیم دید حتی در جایی که دیگران، زشتی می بینند. اگر روشنایی بر دل و دیده ما بنشیند، همه جا را روشن و پرنور خواهیم دید حتی جاهایی که دیگران تاریک می بینند و از ظلماتش، فریادشان بلند است. واقعیت این است که آنچه می بینیم همانی است که می اندیشیم. خشم و شادی ما، حس بردن و یا باختن ما هم تحت تأثیر همین نگاه است. این را به خوبی می توان در نحوه برخورد افراد متعدد با یک ماجرای واحد دید. مثل همین ماجرایی که دیروز در فضای مجازی می خواندم که؛ یکی از قهرمانان مشهور، وقتی در یک مسابقه پیروز شد، زنی به سویش دوید و گفت: بچه ام مریض است، به من کمک کن و گرنه خواهد مُرد.او بلافاصله همه پولی را که برنده شده بود به آن زن داد.هفته بعد، یکی از مقامات ورزش با او تماس گرفت و گفت:خبر بدی برایت دارم. آن زن کلاهبردار بوده و اصلا ازدواج نکرده بوده که بچه ای داشته باشد.
قهرمان مشهور در پاسخ گفت: این که خبر خوبی است، یعنی بچه ای مریض نبوده که در حال مرگ باشد، خدا را شکر. و راستی هم باید خدا را شکر کرد هم برای این خبر ها و هم برای وجود و تکثیر این نگاه ها.
با این نگاه و افق اندیشه است که انسان بزرگ می شود و صاحب دل دریایی. دریا هم به سنگ اندازی بچه ای بازی گوش برنمی آشوبد پس بزرگ فکر کنیم تا بزرگی توسعه پیدا کند. مدل ذهن مان را با خوبی ها سازمان دهیم تا در دل تاریکی هم روشنایی ببینیم. اگر به اطراف مان نگاه کنیم هم خواهیم دید از این قبیل آدم ها که همه چیز را مثبت می بینند و در این فضای مثبت هم بزرگ و بزرگ تر می شوند. مثل درختی پر میوه و پر سایه که می تواند افراد بسیاری را زیر سایه گیرد و کامشان را شیرین کند. من از این آدم ها می شناسم مثل همان آقا معلم و خانم معلمی که وقتی در سفر رفتند تا از حساب شان پول بردارند، اما به آن ها گفته شد که به خاطر ضمانت وام فلان و فلان و فلان، که قسط خود را نداده اند، حساب شما مسدود است. این آقا معلم و خانم معلم، لبخندزنان نزد همسفران خود برگشتند و با قرض گرفتن از آنان سفر را زیباتر از پیش ادامه دادند. آنان زبان به بدگویی از وام گیرندگان نگشودند و خاطر خود و همسفران را مکدر نکردند بلکه گفتند حتما گرفتار بوده اند که نتوانستند قسط خود را بدهند. حالا بعد خواهند داد… حالا اگر این ماجرا برای من و شما اتفاق افتد چه کار می کنیم؟ آیا می توانیم به این راحتی بگذاریم و بگذریم؟ اگر می توانیم که زهی سعادت و اگر نمی توانیم، بکوشیم بزرگ شویم و دریایی با ماجراها برخورد کنیم. این خیلی بهتر است….

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*