حوادث/ ماجرای قتل یک زن در تاکسی به دست مامور پلیس/از قتـــل همسرم پشیمانم درخواست طلاق به‌خاطر سادگی همسر/

ماجرای قتل یک زن در تاکسی به دست مامور پلیس

سازمان قضایی نیروهای مسلح استان کرمان جزئیات حادثه قتل یک زن قلعه گنجی به دست یکی از نیروهای پلیس در استان کرمان را تشریح کرد.

 ماجرای قتل یک زن در تاکسی به دست مامور پلیس به گزارش مشرق، ۱۶ مهرماه امسال یک نفر از افسران پلیس در شهرستان قلعه گنج استان کرمان به دلیل اختلافات شخصی اقدام به قتل یکی از شهروندان زن کرد.

این حادثه در یکی از خیابان‌های شهر قلعه گنج و در خودروی تاکسی اتفاق افتاده است به نحوی که در پی بروز اختلافات شخصی، زمانی که مقتول قصد ترک شهر را داشته است ، متهم با حضور در مقابل تاکسی مانع حرکت خودرو می شود و در حالی که قاتل قصد پیاده کردن مقتول از تاکسی را داشته به دلیل ممانعت وی از پیاده شدن، با شلیک گلوله «کلت کمری» او را به قتل می رساند.

اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح استان کرمان اضافه می کند: متعاقب این اقدام مجرمانه، قاتل در کوتاه ترین زمان دستگیر و بلافاصله با قرار بازداشت موقت توسط قاضی کشیک دادسرای نظامی ناحیه جیرفت روانه زندان می شود و در نهایت با توجه با اظهارات متهم و دلایل و شواهد موجود و شکایت اولیای دم، پرونده با صدور قرار جلب به دادرسی به اتهام قتل عمد در آستانه صدورکیفرخواست بوده و تا اواخر هفته به دادگاه نظامی یک کرمان ارسال خواهد شد.

 

 

 

درخواست طلاق به‌خاطر سادگی همسر

مرد جوان شش ماه پس از مراسم عروسی به بهانه اینکه همسرش زنی ساده و شهرستانی است و دوستانش لهجه او را مسخره می‌کنند تقاضای طلاق داد.

به گزارش ایران، اوایل هفته زوجی جوان به یکی از شعبه‌های دادگاه خانواده مراجعه کرده و در انتظار رسیدن نوبت بررسی پرونده‌شان بودند. وقتی منشی دادگاه آنها را به داخل شعبه فرا خواند قاضی که با مطالعه پرونده تا حدودی در جریان مشکلات آنها قرار گرفته بود رو به مرد جوان به نام آرمین کرد و گفت: اینطور که من متوجه شدم شما درخواست جدایی داده‌اید. شما تازه ۶ ماه است ازدواج کرده‌اید دلیل این درخواست چیست؟

آرمین از جایش بلند شد و گفت: جناب قاضی من و این خانم در دانشگاه با هم آشنا شدیم او دختری شهرستانی و از خانواده‌ای ساده و سنتی است که برای ادامه تحصیل به تهران آمده و رفتارش کاملاً بچگانه و ساده بود. اوایل آشنایی و دوستی این رفتار برایم جذاب بود چون برخلاف برخی دخترها هفت‌خط و فریبکار نبود و همین سادگی و بی‌شیله‌پیله بودنش مرا جذب کرد.

وقتی پیشنهاد ازدواج دادم و خانواده‌ها نیز قبول کردند با هم ازدواج کردیم، ما هنوز درسمان تمام نشده و دانشجو هستیم اما الان مشکل من با همسرم این است که آنطور که من می‌خواهم رفتار نمی‌کند.

من فکر می‌کردم مونا بعد از ازدواج و زندگی در تهران کمی رفتارش معتدل‌تر شود و از این همه سادگی دست بردارد چندبار به او گفتم وقتی با دوستانم بیرون می‌رویم یا به خانه ما می‌آیند با لهجه شهرستانی صحبت نکن، سؤالات کودکانه نپرس کمی اطلاعاتت را درباره مسائل بالا ببر تا اطرافیان تو را دست نیندازند اما او قبول نمی‌کند.

واقعاً خسته شدم او با من خیلی فرق دارد. جناب قاضی رفقای من اغلب بلاگر هستند و به روز زندگی می‌کنند اما همسر من مثل یک زن ۵۰ ساله رفتار می‌کند مثل مامانم همش به من می‌گوید این کار را بکن این کار را نکن. مدام می‌گوید این لباس را نپوش، سیگار نکش، اینجا نرو و… لطفاً حکم طلاق ما را صادر کنید من دیگر نمی‌خواهم در جمع دوستانم مورد تمسخر قرار بگیرم.

مونا در همین موقع دستش را بالا آورد و در حالی که اجازه صحبت می‌خواست، گفت: آقای قاضی من می‌گویم سیگار نکشد چون برای سلامتی‌اش ضرر دارد. می‌گویم مثل دوستانش لباس‌های جلف نپوشد چون او دیگر متأهل است و باید رفتارش مردانه باشد.

به او می‌گویم من نمی‌توانم مثل برخی از این بلاگرها آرایش کنم و لباس بپوشم چون از سبک زندگی آنها خوشم نمی‌آید اما حالا می‌بینم که آرمین مرا نمی‌خواهد. بهتر است این زندگی با حکم طلاق تمام بشود تا من هم از دست رفتار‌های بچگانه او راحت بشوم.

آرمین مرد زندگی نیست اگر همین الان دوستانش من را تأیید کنند نظرش عوض می‌شود و من بهترین زن دنیا می‌شوم اما چون دوستانش به او گفته‌اند این چه زنی است گرفته‌ای، دلش را زده‌ام. جناب قاضی من هم موافق طلاق هستم حتی مهریه هم نمی‌خواهم دیگر خسته شده ام.

قاضی گفت: رفتار شما نشان می‌دهد که برای ازدواج هنوز آمادگی نداشته‌اید ولی با این حال باید دو ماه به کلاس‌های مشاوره بروید اگر مشکلتان حل نشد آن وقت حکم طلاق را صادر می‌کنم. یادتان باشد زندگی مشترک نیاز به همفکری و همراهی زن و شوهر با هم دارد.

 

 

 

 

 

متهم در دادسرا:

از قتـــل همسرم پشیمانم

مرد میانسال که به خاطر اختلاف برسر مهاجرت فرزندانش به امریکا همسرش را به قتل رسانده بود به تشریح جزئیات این جنایت پرداخت.
به گزارش «ایران»، شامگاه جمعه گذشته مأموران کلانتری جنت آباد با مراجعه به خانه مردی که مدعی بود از خواهرش بی خبر است در طبقه دوازدهم یک برج رفتند و جسد زن ۵۸ ساله را که به قتل رسیده بود، پیدا کردند. پس از هماهنگی با بازپرس میثم حسین‌پور از شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران، تحقیقات آغاز و مشخص شد از زمان مرگ ۳۶ ساعت می‌گذشت و نبود همسرش، این احتمال را مطرح کرد که عامل قتل، شوهر فراری است.
بلافاصله شماره پلاک خودروی ۲۰۶ متهم به کلیه واحدهای گشت اعلام شد و در نهایت مأموران موفق شدند ۲۱ آبان در بزرگراه تهران – قم متهم را شناسایی و دستگیر کنند.
متهم ۶۲ ساله به آگاهی تهران منتقل شد و در تحقیقات به قتل همسرش اعتراف کرد.
از سویی مرد میانسال به دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل خواهد شد تا صحت روانی او در زمان جنایت بررسی شود.

سرقت میلیاردی مردان نقابدار از برج زعفرانیه

پلیس در تعقیب مردان نقابداری است که با تهدید اسلحه، سرقت ۵ میلیاردی از برجی در زعفرانیه را رقم زدند.
به گزارش «ایران»، شامگاه ۲۳ آبان، زن جوانی با مأموران کلانتری ۱۲۲ دربند تماس گرفت و از سرقت میلیاردی خانه‌اش خبر داد.
او گفت: ساعت ۸ و نیم شب بود که زنگ در خانه‌مان را زدند. ما در طبقه دوم برجی در زعفرانیه زندگی می‌کنیم. پشت در سرایدار ساختمان بود که برای گرفتن زباله آمده بود. از آنجایی که هر شب در همین بازه زمانی او به مقابل آپارتمان می‌آمد، در را باز کردم. اما  به محض باز کردن در، ناگهان چهار مرد که صورت‌هایشان را با نقاب پوشانده بودند به همراه سرایدار در مقابل درظاهر شدند.
او ادامه داد: با دیدن مردان نقابدار و خشن ترسیدم و خواستم در را به روی آنها ببندم که یکی از آنها پایش را بین در گذاشت و  در حالی که سلاح به همراه داشتند، وارد خانه شدند. آنها سرایدار و یکی از دخترانم را در سرویس بهداشتی حبس کردند و با تهدید اسلحه از من و دختر دیگرم خواستند که در گاوصندوق را
باز کنیم.
زن جوان گفت: آنها ۴ میلیارد تومان طلا و جواهر، ۴ هزار و ۴۰۰ دلار، ۸ سکه طلا و ساعت رولکس ۷۰۰ میلیون تومانی‌ام را سرقت کرده و بعد از حبس ما در یکی از اتاق‌ها متواری شدند. چند دقیقه‌ای از رفتن سارقان گذشته بود که به سختی در اتاق را باز کرده و با پلیس تماس گرفتیم.
خانم مهندس جوان در رابطه با اینکه چه کسی احتمال دارد که سناریوی سرقت مسلحانه را طراحی کرده باشد، گفت: من به سرایدار برج مشکوک هستم برای اینکه او اعتیاد به مواد مخدر دارد.
از طرفی قبلاً پسرش سرایدار ما بود اما مدتی قبل خودش به عنوان سرایدار مشغول کار شد و با خانواده‌اش در اتاقک سرایداری برج زندگی می‌کردند اما چند
روزی است که خانواده‌اش را به شهرستان فرستاده و مطمئنم این مسافرت برای اجرای نقشه سرقت بوده است.
به دنبال اظهارات زن جوان، تحقیقات از سرایدار برج انجام شد،. اما او گفت: من از هویت سارقان هیچ اطلاعی ندارم و به اجبار و تهدید اسلحه با آنها همکاری کردم. شب حادثه داخل اتاقک نشسته بودم که مردان نقابدار به سراغم آمدند و پرسیدند خانم مهندس در کدام طبقه ساکن است. از آنجایی که اسلحه را به طرفم گرفته بودند تسلیم شده و به آنها گفتم که خانم مهندس ساکن طبقه دوم است.
اما مردان نقابدار دست از سرم برنداشتند، آنها با تهدید مرا به طبقه دوم کشانده و از من خواستند تا از خانم مهندس بخواهم به مقابل در بیاید. زمانی که در باز شد، به داخل حمله برده و حتی مرا هم در سرویس بهداشتی حبس کردند.
گرچه مرد سرایدار مدعی است در این سرقت میلیاردی نقش نداشته است اما به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسرای ویژه سرقت، برای بررسی اظهاراتش در اختیار اداره آگاهی قرار داده شد و تحقیقات برای شناسایی مردان نقابدار ادامه دارد.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme