گزارش/

فهرست بلندبالا از جنایات آمریکا در قبال مردم جهان

حجت‌الاسلام علی شیرازی در یادداشتی با اشاره به جنایت‌های آمریکا در کشورهای مختلف و حتی ملت خود نوشت: آمریکا بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر است. این کشور با این همه جنایت و ظلم و طغیان و خیانت، حق ندارد از حقوق بشر حرف بزند.

فهرست بلندبالا از جنایات آمریکا در قبال مردم جهان

به گزارش خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام سیدعلی شیرازی، نماینده سابق ولی‌فقیه در نیروی قدس سپاه با اشاره به جنایت‌های آمریکا به ملت خود و سایر مردم جهان، از حمله‌های نظامی تا دخالت در امور داخلی کشورهای مختلف، یادداشتی در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد که مشروح آن را می‌خوانید:

اگر جامعه بشری با جنایت‌ها و خیانت‌های آمریکای جهانخوار آشنا شود، ادعای حمایت از حقوق بشر او رنگ می‌بازد و جامعه جهانی باور می‌کند که تمام حرف‌های او در این موضوع، دروغ است. تکلیف همه ماست که چهره واقعی آمریکا را به نمایش بگذاریم و امت جهان را با ظلم و ستمگری‌ها و جنایت‌های آنان آشنا سازیم. در این نوشتار، نمایی از چهره کریه استکبار جهانی را مطرح می‌کنیم تا همه، زشتی‌های آمریکا را بهتر ببینند.

الف: حملات نظامی آمریکا به دیگر کشورها

ایالات متحده امریکا در طول ۲۴۵ سال در ۲۲۷ جنگ شرکت داشته و تنها در نیمه دوم قرن بیستم، به ۲۲ کشور حمله نظامی کرده است. ما در این مقاله به برخی از آن اشاره می‌کنیم:

۱. بمباران هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن در سال ۱۹۴۵ و کشتن ۳۰۰ هزار نفر
۲. لشکرکشی به برلین در سال ۱۹۴۸
۳. حمله به کره شمالی در سال ۱۹۵۱ و کشتن صدها هزار نفر
۴. حمله به اردن در سال ۱۹۵۷
۵. حمله به لبنان در سال های ۱۹۵۸ و ۱۹۸۲
۶. حمله به کوبا در سال ۱۹۶۰
۷. حمله به ویتنام شمالی در سال ۱۹۶۴ و کشتن ۳ میلیون نفر
۸. حمله به کامبوج در سال ۱۹۷۰
۹. حمله به آنگولا در سال ۱۹۷۵
۱۰. حمله به گرانادا در سال ۱۹۸۱ که دست نشانده خود را هم در آن جا به قدرت رساند.
۱۱. حمله به پاناما در سال ۱۹۸۷
۱۲. حمله به عراق در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳، نصب فرماندار نظامی در این کشور و رسوایی حقوق بشری در زندان‌های ابوغریب و گوانتانامو
۱۳. حمله به سومالی در سال ۱۹۹۲
۱۴. حمله به هائیتی در سال ۱۹۹۴
۱۵. حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و کشتن یک میلیون نفر
۱۶. حمایت از حملات داعش به سوریه و عراق
۱۷. حمایت از حملات عربستان به یمن و بحرین
۱۸. حمایت از حملات اسرائیل به لبنان و فلسطین

ب: دخالت آمریکا در امور داخلی کشورها

ایالات متحده امریکا در نیمه دوم قرن بیستم، در امور داخلی ۱۷ کشور دخالت کرده است. ما در این جا به برخی از آن اشاره می‌کنیم:

۱. دخالت در بحران یوگسلاوی در سال ۱۹۴۸
۲. دخالت در جنگ به نفع تایوان علیه چین در سال های ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۸
۳. دخالت در بحران مجارستان در سال ۱۹۵۶
۴. دخالت در مصر در سال ۱۹۵۶
۵. دخالت در کوبا در سال ۱۹۵۹
۶. دخالت در برلین در سال ۱۹۶۱
۷. دخالت در اتیوپی در سال ۱۹۷۲
۸. دخالت در نیکاراگوئه در سال ۱۹۷۹
۹. دخالت در لهستان در سال ۱۹۸۱

ج: کودتای آمریکایی در بعضی از کشورها

۱. کودتا در ایران در سال ۱۹۵۲
۲. کودتا در عراق در سال ۱۹۶۰
۳. کودتا علیه پاتریس لومومبا در سال ۱۹۶۳
۴. کودتا علیه آلنده در شیلی در سال ۱۹۷۳
۵. کودتا در آرژانتین در سال ۱۹۷۶
۶. کودتا در ترکیه در سال ۱۹۸۰
۷. کودتا در پاکستان در سال ۱۹۹۹

د: شکل‌دهی به انقلاب مخملی، توسط آمریکایی‌ها

۱. انقلاب مخملین در چکسلواکی در سال ۱۹۸۹
۲. انقلاب مخملین در شوروی سابق در سال ۱۹۹۱
۳. انقلاب مخملین در گرجستان در سال ۲۰۰۳
۴. انقلاب مخملین در اوکراین در سال ۲۰۰۴
۵. انقلاب مخملین در قرقیزستان در سال ۲۰۰۵

هـ: جنایت آمریکایی‌ها به ملت آمریکا

۱.آمریکایی‌ها در سال ۱۸۹۰ در ایالت داکوتای، ۳۰۰ نفر از سرخپوستان را کشتند.
۲. شکستن حرمت زنان در امریکا:
۲ـ۱. طبق آمار سال ۱۹۸۸، میلیون‌ها زن آمریکایی قربانی سوء قصد جنسی و یا تجاوز کامل قرار گرفتند.
۲ـ۲. در سال ۱۹۹۰ نزدیک ۳۵۰ هزار تجاوز جنسی در آمریکا به وقوع پیوسته است.
۲ـ۳. هر ساله هزار کودک آمریکایی مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند.
۲ـ۴. در ۱۱ سال گذشته، فقط در ارتش آمریکا ۱۳۵ هزار زن مورد تجاوز جنسی گزارش شده است. سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوم، به ۱۹۰ هزار زن و دختر آلمانی، و به ۳۵۰۰ دختر فرانسوی تجاوز کردند.
۲ـ۵. بیش از ۶۰ درصد از زنان در آمریکا مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌اند و ۸۹ درصد زنان آمریکایی از آزار و اذیت جنسی به عنوان مهم‌ترین معضل اجتماعی جامعه آمریکا نام می‌برند.
۲ـ۶. ۹۴ درصد زنان مشغول در سینمای هالیوود تجاوز و تعارض جنسی را تجربه کرده‌اند.
۲ـ۷. برای همه زنان جوان آمریکایی به خصوص کسانی که ۱۸ یا ۱۹ ساله هستند، با آغاز تحصیلات دانشگاهی، دانشگاه‌های آمریکایی مکان‌هایی بسیار خطرناک به حساب می‌آیند.

و: جنایت آمریکایی‌ها علیه ملت ایران

 ۱. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
۲. جاسوسی علیه جمهوری اسلامی از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۱۳ آبان ۱۳۵۸ در سفارت آمریکا در ایران
۳. حمله نظامی به طبس در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹
۴. طراحی و سازماندهی کودتای نوژه در تیر ۱۳۵۹. این کودتا از لحاظ تجهیزات نظامی که قرار بود از داخل و خارج در جریان آن به کار گرفته شود، در تاریخ کودتاهای جهان بی‌سابقه بود.
۵. تحریک صدام‌ برای تحمیل جنگی هشت ساله علیه ایران از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹. آمریکا و حامیانش بیش از ۶۰ میلیارد دلار به صدام کمک مالی کردند. آمریکا در طول جنگ از طریق هواپیماهای آواکس و ماهواره های فضایی به عراق اطلاعات می‌داد.
۶. حمله به سکوهای نفتی ایران در سال ۱۳۶۶
۷. سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرباس در سال ۱۳۶۷ و به شهادت رساندن بیش از ۳۰۰ نفر
۸. فشار بر اتحادیه اروپا و ژاپن برای قطع روابط اقتصادی با ایران در سال ۱۳۷۵
۹. تصویب بودجه در کنگره آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران. سال ۲۰۰۷، ۶۶ میلیون دلار، سال ۲۰۰۹، ۱۰ میلیون دلار، سال۲۰۱۰، ۷۵ میلیون دلار و سال ۲۰۱۱، ۲۵ میلیون دلار
۱۰. حمایت جدی از فتنه‌گران در سال‌های ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت آمریکا در سال ۱۳۸۸: دولت آمریکا از بیرون ایران هر حمایتی از دستش بر می‌آمد، از معترضان کرد.
۱۱. حمایت از منافقین در به شهادت رساندن ۱۷۰۰۰ انسان بی‌گناه، از جمله شهید کردن ۷۲ نفر از مسؤولان کشورمان به همراه شهید آیت الله بهشتی در ۷ تیر ۱۳۶۰. اسناد و مدارک فاش شده از ارتباط آمریکا با منافقین، نشان از حمایت آمریکا از ترورهای منافقین دارد. همچنین آمریکا در سال ۲۰۱۲ گروه تروریستی منافقین را از لیست سیاه خارج کرد.
۱۲. آمریکا در اردیبهشت ۱۳۹۷ تحریم دارویی بیماران خاص را علیه ایران اجرایی کرد که در نتیجه بیش از ۱۰۰۰ بیمار دچار مرگ تدریجی شدند.
۱۳. راه اندازی رادیو فردا، رادیو زمانه، و شبکه‌های ماهواره‌ای و مجازی برای براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران
۱۴. به شهادت رساندن سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده جبهه مقاومت، به دستور مستقیم ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا در سال ۱۳۹۸

آنچه نگاشته شد، ذره‌ای از هزاران جنایت آمریکا علیه جامعه بشری است. آمریکا با همه این ظلم به ملت خود و مردم جهان و ملت ایران، مدعی حمایت از حقوق بشر است. این کشور با این همه جنایت و ظلم و طغیان و خیانت، حق ندارد از حقوق بشر حرف بزند. آمریکا بزرگترین ناقض حقوق بشر است که باید سران آن به علت این همه ظلم و تعدی، در دادگاه بین المللی محاکمه شوند و به سزای این همه گناه و طغیان خود برسند.

 

 

 

گزارش جهانی مواد مخدر دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۲

افزایش ۲۶ درصدی مصرف مواد مخدر در جهان

حدود ۲۸۴ میلیون نفر بین سنین ۶۴-۱۵ در سال ۲۰۲۰ در سر تا سر جهان مواد مخدر مصرف کرده‌اند، که معادل ۲۶ درصد افزایش در دهه گذشته بوده است. افراد جوان مواد بیشتری مصرف می کنند، که سطح مصرف امروزه در بسیاری از کشورها بیشتر از نسل قبل است.

کد خبر:۱۱۲۷۰۳۳
تاریخ انتشار:۰۷ تیر ۱۴۰۱ – ۱۷:۵۸۲۸ June 2022

 افزایش ۲۶ درصدی مصرف مواد مخدر در جهان به گزارش تابناک به نقل از ایسنا، گزارش جهانی مواد مخدر ۲۰۲۲ دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد بر روندهای مربوط به “پس از قانونی کردن کانابیس”، تأثیرات زیست محیطی مواد مخدر، و مصرف مواد در میان زنان و جوانان تأکید می کند.

طبق گزارش جهانی مواد مخدر دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۲، قانونی کردن کانابیس در بخش‌هایی از جهان، مصرف روزانه آن و اثرات آن بر سلامت را تسریع بخشیده است. این گزارش، که امروز معرفی شده است، همچنین جزئیاتی را درباره رکورد بالای تولید کوکائین و گسترش مواد صنعتی به بازارهای تازه ارائه می دهد و همچنین به خلأهای موجود در دسترسی به درمان های مواد، به خصوص برای زنان، می پردازد.


تبلیغات


طبق این گزارش، حدود ۲۸۴ میلیون نفر بین سنین ۶۴-۱۵ در سال ۲۰۲۰ در سر تا سر جهان مواد مخدر مصرف کرده‌اند، که معادل ۲۶ درصد افزایش در دهه گذشته بوده است. افراد جوان مواد بیشتری مصرف می کنند، که سطح مصرف امروزه در بسیاری از کشورها بیشتر از نسل قبل است. در آفریقا و آمریکای لاتین، افراد زیر ۳۵ سال اکثریت تحت درمان برای اختلالات مصرف مواد را تشکیل می دهند.

طبق تخمین این گزارش، ۲/۱۱ میلیون نفر در سر تا سر جهان مواد تزریق می کرده‌اند. حدود نیمی از این رقم با هپاتیت C زندگی می کنند، ۴/۱ میلیون نفر با اچ آی وی زندگی می کنند و ۲/۱ میلیون نفر به هر دو عفونت مبتلا هستند.

خانم غادا والی، مدیر اجرائی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد، در واکنش به این یافته ها گفت: میزان تولید و کشفیات بسیاری از مواد مخدر به بالاترین رکورد رسیده است، حتی در شرایطی که اوضاع اضطراری جهانی، آسیب پذیری ها را عمیقتر می کند. در عین حال، درک نادرست از بزرگی مشکل و صدمات ناشی از آن، مردم را از مراقبت و درمان محروم می کند و افراد جوان را به سمت رفتارهای زیان بار سوق می دهد. ما می بایست منابع و توجه لازم را برای پرداختن به تمام جوانب مشکل جهانی مواد، از جمله ارائه مراقبت بر پایه شواهد به تمام کسانی که به آن نیاز دارند، تخصیص دهیم، و می بایست دانش خود را پیرامون ارتباط مواد مخدر با سایر چالش های فوری همچون مناقشات و تخریب محیط زیست ارتقا بخشیم.

این گزارش همچنین بر اهمیت تحریک جامعه بین الملل، دولت ها، جامعه مدنی، و تمام ذینفعان به منظور اقدام عاجل برای حفاظت مردم، از جمله ارتقای پیشگیری و درمان مصرف مواد و مقابله با عرضه مواد مخدر تأکید کرد.

اثرات و نشانه‌های زود هنگام قانونی کردن کانابیس

به نظر می‌رسد قانونی کردن کانابیس در آمریکای شمالی مصرف روزانه کانابیس، به ویژه محصولات قوی کانابیس، را در میان بزرگسالان جوان افزایش داده است که در نتیجه افزایش اختلالات روانشناختی، از جمله خودکشی و بستری شدن در بیمارستان، در افراد گزارش شده است. قانونی شدن کانابیس همچنین باعث افزایش درآمدهای مالیاتی شده است و به طور کلی میزان دستگیری به دلیل نگهداری کانابیس را کاهش داده است.

ادامه افزایش در تولید و قاچاق مواد مخدر

بر اساس این گزارش، تولید کوکائین در سال ۲۰۲۰ به بالاترین سطح رسید و با ۱۱ درصد افزایش نسبت به سال ۲۰۱۹ به ۱۹۸۲ تن رسید. علی رغم همه گیری کووید-۱۹، کشفیات کوکائین هم افزایش داشت و به رکورد ۱۴۲۴ تن در سال ۲۰۲۰ رسید. نزدیک به ۹۰ درصد از کوکائین کشف شده در جهان در سال ۲۰۲۱ در کانتینرها و / یا از طریق دریا قاچاق شده بود. داده های کشفیات حاکی از آن است که قاچاق کوکائین به سایر نقاط خارج از بازارهای آمریکای شمالی و اروپا و با افزایش قاچاق به آفریقا و آسیا، در حال گسترش است.

قاچاق متامفتامین همچنان بر اساس جغرافیا گسترش دارد، ۱۱۷ کشور کشفیات متامفتامین را در بین سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ گزارش داده اند، در حالی که بین سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ این گزارش مربوط به ۸۴ کشور می شد. در عین حال، مقدار متامفتامین کشف شده بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ پنج برابر شده است.

تولید تریاک در جهان بین سال های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ هفت درصد افزایش داشته است و به ۷۹۳۰ تن رسیده است که عمدتاً به دلیل افزایش در تولید در افغانستان بوده است. هر چند، مساحت زیر کشت خشخاش در جهان با ۱۶ درصد کاهش به ۲۴۶۸۰۰ هکتار در همان دوره بوده است.

روندهای اصلی مواد مخدر به تفکیک منطقه

در بسیاری از کشورها در آفریقا و آمریکای جنوبی و مرکزی، نسبت بالایی از مردم تحت درمان برای اختلالات مصرف کانابیس هستند. در اروپای شرقی و جنوب شرقی و در آسیای میانه، مردم غالب اوقاب تحت درمان برای اختلالات ناشی از مصرف مواد شبه افیونی هستند.

در ایالات متحده آمریکا و کانادا، مرگ های ناشی از مصرف بیش از حد، عمدتاً به دلیل شیوع مصرف غیر پزشکی فنتینیل همچنان رکورد دارد. ارزیابی های اولیه در ایالات متحد به بیش از ۱۰۷ هزار مرگ ناشی از مصرف بیش از حد مواد در سال ۲۰۲۱ اشاره می کند که از رقم در سال ۲۰۲۰ نزدیک به ۹۲ هزار بوده است.

در دو بازار بزرگ متامفتامین، کشفیات افزایش داشته است – در آمریکای شمالی نسبت به سال گذشته ۷ درصد بیشتر شده است، در حالی که در آسیای جنوب شرقی این کشفیات ۳۰ درصد افزایش داشته است، که بیشترین رکورد در هر دو منطقه است. رکورد بالائی از کشفیات متامفتامین همچنین در آسیای جنوب غربی گزارش شده است که در سال ۲۰۲۰ نسبت به سال ۲۰۱۹، ۵۰ درصد افزایش داشته است.

نابرابری زیادی در دسترسی به مواد شبه افیونی دارویی برای مصرف پزشکی همچنان وجود دارد. در سال ۲۰۲۰، برای هر یک میلیون نفر ساکنین در آمریکای شمالی، ۷۵۰۰ دوز داروهای ضد درد کنترل شده بیشتر از آفریقای مرکزی و غربی وجود داشت.

مناطق درگیر، جاذب تولید مواد مخدر صنعتی

گزارش امسال همچنین بر این مسئله تأکید می کند که اقتصاد مواد مخدر می تواند در شرایط درگیر و در مناطقی که حاکمیت قانون ضعیف است، رونق پیدا کند و به نوبه خود درگیری را تشدید و طولانی کند.

اطلاعات از آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه نشان می دهد که شرایط درگیری می تواند به عنوان جاذبه برای تولید مواد مخدر صنعتی عمل کند، که در هر مکانی می توان آنها را تولید کرد. وقتی که مناطق درگیر نزدیک به بازارهای بزرگ مصرف کننده هستند.این اثر ممکن است بیشتر شود.

از نظر تاریخی، طرف های درگیر، از مواد مخدر برای تأمین مالی درگیری و درآمدزائی استفاده می کرده اند. گزارش جهانی مواد مخدر برای سال ۲۰۲۲ این نکته را آشکار می کند که درگیری ها ممکن است حتی مسیرهای قاچاق مواد مخدر را مختل و تغییر دهند، همان طور که در بالکان و اخیراً در اوکراین اتفاق افتاد.

طبق گزارش جهانی مواد مخدر دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۲ افزایش چشمگیری در تعداد آزمایشگاه های مخفی در اوکراین گزارش شده است، که از شمار ۱۷ آزمایشگاه که در سال ۲۰۱۹ از بین رفتند، در سال ۲۰۲۰ این مقدار به ۷۹ رسید. از این تعداد آزمایشگاه، ۶۷ آزمایشگاه آمفتامین تولید می کردند که در سال ۲۰۱۹، تنها ۵ آزمایشگاه بود – که این بالاترین تعداد آزمایشگاه های از بین رفته در سال ۲۰۲۰ در هر کشور است که گزارش شده است.

تأثیرات زیست محیطی بازارهای مواد مخدر

طبق گزارش جهانی مواد مخدر در سال ۲۰۲۲، بازارهای مواد مخدر می توانند تأثیرات فردی، محلی یا جمعی بر محیط زیست داشته باشند. یافته های اصلی نشان می دهند که به طور میانگین ردپای کربن در کانابیس در فضای داخل، بین ۱۶ تا ۱۰۰ برابر کانابیس در فضای بیرون است، و ردپای کربن در ۱ کیلوگرم کوکائین ۳۰ برابر بیشتر از دانه های کاکائو است.

سایر اثرات زیست محیطی شامل جنگل زدائی قابل توجه همراه با کشت غیر قانونی کاکائو، زباله ناشی از تولید مواد مخدر صنعتی که می تواند ۵-۳۰ برابر حجم محصول نهائی باشد، و دفن زباله است که می تواند به طور مستقیم بر خاک، آب و هوا و همچنین به طور غیر مستقیم بر ارگانیسم ها، جانوران و چرخه غذا اثر بگذارد.

خلاء‌های جنسیتی موجود در درمان و نابرابری در مصرف مواد و درمان

زنان همچنان حداقل جمعیت مصرف کنندگان مواد مخدر در جهان را تشکیل می دهند، اما نرخ تمایل آنها به مصرف مواد و بروز اختلالات ناشی از مصرف مواد مخدر سریعتر از مردان است. اکنون زنان حدود ۴۹-۴۵ درصد از مصرف کنندگان متامفتامین و مصرف کنندگان مواد محرک داروئی، مواد شبه افیونی داروئی و آرام بخش‌ها را تشکیل می دهند.

خلأ درمانی همچنان به صورت گسترده برای زنان در جهان وجود دارد. اگرچه از هر دو مصرف کننده آمفتامین حدود یک نفر زن است، یک نفر از هر ۵ نفر تحت درمان برای اختلالات ناشی از مصرف آمفتامین قرار می گیرد.

گزارش جهانی مواد مخدر برای سال ۲۰۲۲ همچنین بر نقش زنان در اقتصاد جهانی کوکائین، از جمله کشت کوکا، نقل و انتقال مقادیر کم مواد، فروش به مصرف کنندگان، و قاچاق به زندان، نیز تأکید می کند.

گزارش جهانی مواد مخدر و کلیه مطالب مربوط به آن در لینک: https://wdr.unodc.org/ قابل دسترس است.

گزارش جهانی مواد مخدر برای سال ۲۰۲۲ نظری اجمالی به عرضه و تقاضای مواد افیونی، کوکائین، کانابیس، محرک های از نوع آمفتامین و مواد روانگردان جدید دارد و به تأثیر آنها بر سلامت می پردازد.

 

 

چه کسی ذرت‌های آلوده را تحویل داد؟

چه کسی ذرت‌های آلوده را تحویل داد؟

در جریان ترخیص ۲۷ هزار تن ذرت آلوده ، تحویل کالای آلوده از سوی انبار نگهدارنده انجام شده و گمرک علیه آن اعلام جرم کرده است. در حالی شرکت انبارهای عمومی، انبار مربوطه را متعلق به خود نمی‌داند که این انبار در منطقه ویژه قرار دارد و از سوی سازمان بنادر در اختیار بخش خصوصی بوده است.

به گزارش ایسنا، در دی‌ماه سال گذشته، دو شرکت واردکننده نسبت به ترخیص ذرت آلوده از گمرک اقدام کردند؛ به نحوی که یکی حدود ۶۸ هزار تن و دیگری ۶۵ هزار تن ذرت که در یکی از انبارهای منطقه ویژه اقتصادی بندر امام (ره) تخلیه کرده بودند به فاصله یک روز به گمرک اظهار می‌کنند ولی در اوایل اسفندماه، اداره استاندارد به دنبال مشخص شدن آلوده بودن ذرت یکی از شرکت‌ها، خروج آن را ممنوع و انبار مربوطه پلمب می‌شود. شرکت دوم که مجوز واردات محموله ذرت خود را دریافت کرده بود نسبت به ترخیص اقدام می‌کند ولی در ادامه مشخص می‌شود که بخشی از محموله شرکتی که ذرت آن آلوده اعلام شده بود توسط انبار نگهدارنده به شرکتی که صاحب ذرت‌های سالم بود، تحویل و ترخیص شده است.

در کنار تمامی ابعادی که این موضوع دارد، اینکه در نهایت چرا تحویل کالا به این ترتیب بوده و محموله آلوده به جای سالم خارج شده است، مورد توجه قرار دارد و پای انبار نگهدارنده را به میان می‌آورد که علیه آن نیز اعلام جرم شده است.

این در حالی است که پیگیری ایسنا، از شرکت انبارهای عمومی و خدمات گمرکی با این توضیح همراه شد که این شرکت در منطقه ویژه امام (ره) انباری به عنوان مرجع تحویل گیرنده نداشته و چنین نقشی ندارد.
شرکت انبارهای عمومی و خدمات گمرکی در توضیح  خود به مواردی اشاره کرده است؛ اینکه به استناد ماده ۱۹ قانون امور گمرکی و بند (پ) ماده ۳ این قانون، ورود و خروج و تشریفات ترخیص کالا تحت اختیار گمرک  بوده و در مناطق آزاد و ویژه این ساختار بنابر قوانین این مناطق، تغییر می‌کند. درعین حال، به استناد بند (ک) ماده ۱ و ماده ۲۵ قانون امور گمرکی ، مرجع تحویل گیرنده تنها مکلف به حفظ و نگهداری از کالای انبارش شده بوده و در تشریفات گمرکی مداخله‌ای ندارد.

اما در این رابطه توضیح لطیفی-سخنگوی گمرک به ایسنا- از این حکایت دارد که این انبار در منطقه ویژه اقتصادی قرار دارد و انبارهای این مناطق از مسئولیت گمرک خارج است.

به گفته وی، طبق ماده ۲۰ قانون تشکیل و چگونگی اداره مناطق ویژه اقتصادی،‌ محدوده مناطق ویژه اقتصادی جزو قلمرو گمرکی نیست و گمرک مکلف است با رعایت مفاد ماده (۸) این قانون در مبادی ورودی و خروجی آنها به منظور اعمال مقررات مربوط به صادرات و واردات مستقر شود. بر این اساس انبارداری در مناطق ویژه در حیطه مسئولیت سازمان بنادر است که برخی را به شرکت‌هایی که صلاحیت آنها مورد تائید آن سازمان است، اجاره می‌دهد. انباری که این دو محموله ذرت از دو شرکت نیز در آن تخلیه شده بود نیز خصوصی بوده و برای هر دو محموله قبض انبار جدا صادر کرده  است.

سخنگوی گمرک با اشاره به اینکه گمرک در تحویل محموله ذرت آلوده ترخیص شده نقشی نداشته است، یادآور شد که گمرک در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، در خروجی مستقر است و تنها مجوزهای ثبت سفارش، منشأ ارز و مجوزهای سازمان های تائید سلامت و ماهیت کالا  مانند دامپزشکی، استاندارد و سازمان حفظ نباتات  و پرداخت حقوق ورودی را چک می‌کند و این انبار است که باید صرفا بر اساس قبض انبار اعلامی برای اظهارکالا بیجک صادر کند تا کالای اظهار شده که به صورت امانت در انبار است با سایر مجوزهای اخذ شده، خارج شود.

لطیفی با بیان اینکه شرکت انبار نگهدارنده این دو محموله، به دلیل عدم تائید ذرت دامی یکی از این دو شرکت  به جهت وجود بیش از حد مجاز سم آفت کش، پلمب شده بود یادآور شد که به دنبال استعلام گمرک از سازمان بنادر  و پیگیری اداره کل بندر امام (ره)، شرکت انبار تائید می‌کند که ۲۷ هزار تن از ذرت‌های آلوده ترخیص شده است. در نهایت گمرک علیه دو شرکت واردکننده ذرت و همچنین انبار مربوطه به جرم مشارکت در قاچاق شکایت می‌کند که موضوع به مرجع قضایی ارسال و همزمان هر دو محموله و انبار مدنظر به طور کامل پلمب می شود.

اتفاقی که در تحویل افتاد مبهم است

با این وجود هنوز سازمان بنادر نسبت به این جریان و اینکه ماهیت شرکت انبار مورد نظر چیست و چه نقشی در این ترخیص داشته، واکنشی نشان نداده است. از سویی جزئیات بیشتری درباره این ماجرای مبهم منتشر نشده که مشخص شود چه اتفاقی بین دو شرکت واردکننده، انبار و سایر دستگاه‌های درگیر این ترخیص، افتاده که در نهایت به ترخیص ۲۷ هزار تن ذرت آلوده منجر شده است، محموله‌ای که حتی برای مصرف دام، مجاز اعلام نشده بود ولی طی اقدامی که صورت گرفته به راحتی ترخیص و وارد کشور شده و سرنوشت آن در ابهام قرار دارد.

 

 

 

تجربه زندگی در یک خانواده تلفیقی

لیلا اصلانی

مادرم به دلیل اعتیاد پدرم را ترک کرد. از ۷ سالگی تا ۹ سالگی بین اقوام پدر که چندان دل خوشی از ما نداشتند پاسکاری می‌شدم. بالاخره مادرم توانست همسر تازه‌اش را راضی کند و با چند جلسه دادگاه حضانت من را عهده‌دار شود. آن مرد از ازدواج قبلی‌اش یک پسر و یک دختر داشت و من بی حرف تا زمان مستقل شدن باید در یک خانواده چسب و قیچی شده زندگی می‌کردم. همین موضوع که آمادگی آن را نداشتم شوک دیگری به من وارد کرد.

فارغ از بیشتر تفاوت ها همه مان با یک ویژگی مشترک به این دنیا می‌آییم. ما در انتخاب خانواده مان نقشی نداریم. همین موضوعی که به سادگی با آن کنار آمده ایم دستاویزی برای پیش بینی همان چیزی می شود که در آینده به آن تبدیل خواهیم شد. نقش وراثت و خانواده در زندگی فردی و اجتماعی انکار ناپذیر است و به نظر می رسد ریشه هر شکست و موفقیتی از همین چشمه آب می‌خورد. برای خیلی ها اما این موضوع به همین جا ختم نمی شود. خیلی از فرزندان طلاق به جز زندگی در خانواده‌شان وارد شدن و زندگی در کنار خانواده دیگری را تجربه می‌کنند. تجربه ای که گاه خیلی تلخ پیش می رود و برخی مواقع در حکم یک نقطه عطف در زندگی آن ها بروز می‌کند. در این گزارش به سراغ جوانانی رفتیم که این تجربه را از سر گذارنده‌اند. در خلال این روایت ها نقصان ها، پیامدهای عدم آمادگی برای ورود به یک خانواده جدید و نحوه درست رفتار اطرافیان عیان شده است.

تجربه زندگی در یک خانواده تلفیقی

کابوسی که هیچ وقت از آن بیدار نشدم

چند سالی از ازدواجش می گذرد. از همان ابتدای زندگی مشترک به دلیل شرایط شغلی همسرش به آلمان مهاجرت کرده است. سمانه می‌گوید حالا  صاحب دختری ۹ ساله است. درست هم سن و سال خودش زمانی که بدون آمادگی قبلی مجبور به زندگی با خواهران و برادر ناتنی‌اش شد: «می‌گویند اولین خاطره های کودکی در ۴ سالگی شکل می‌گیرند. برای من این موضوع خیلی تلخ شروع شده است. کمتر از ۴ سال داشتم که در یک درگیری پدرم لیوانی را به سمت مادرم پرتاب کرد. پیشانی مادرم شکافته شد و خون تمام صورتش را گرفت. این اولین خاطره از خانواده حقیقی خودم است.» سمانه می‌گوید هیچ وقت مادرش را برای جدایی از پدرش شماتت نکرده و حالا که فکرش را می کند می گوید شاید اگر من هم بودم همین تصمیم را می گرفتم: «حدود ۷ سال داشتم که اختلاف والدینم به اوج خودش رسید. پدرم اعتیاد داشت. مدت ها پیش از کارخانه ای که در آن کار می کرد اخراج شده بود. روزها بیرون از خانه می ماند و بی اطلاع به خانه می آمد.از نفقه و خرجی خبری نبود و زندگی مان  با دستمزد ست ها چند تکه‌ای که مادر برای سیسمونی نوزادان سفارش می گرفت می گذشت. هر بار که پدرم می آمد درگیری ها اوج می گرفت. طوری که آرزو می کردم برود و دیگر به خانه نیاید.»

 

زمانی که مادر سمانه موفق به  طلاق می شود حضانت او به صورت قانونی با پدرش بوده است: «برایم مثل کابوس بود که بدون مادرم با پدری که اعتیاد تمام مسئولیت ها را از یاد او برده بود زندگی کنم. مادربزرگ پیری داشتم که حتی توان نگهداری از خودش را هم نداشت و کم کم به بیماری فراموشی هم مبتلا شد. در نتیجه بین سال های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ بین خانواده اقوام پدری پاسکاری می شدم. یک سال در منزل یکی از عموها ماندم و زمانی که اختلاف عمو و همسرش بر سر نگهداری از من شروع شد به صورت ماهانه در منزل عمه هایم ساکن می شدم. افت تحصیلی دائما بیشتر می‌شد. مدام با بچه های دیگر خانواده مقایسه می شدم و هر وقت در بازی های کودکی دعوای‌مان می‌شد به من می‌گفتند اصلا برو خانه‌تان. مگر خودت پدر و مادر نداری؟»

رابطه مادرم با ناپدری آزارم می داد

سمانه در این روزها تجربه های تلخی را ضمیمه اتفاق های ناگوار دیگری که برایش افتاده می‌کند. تا این که سرانجام در ۹ سالگی حضانت او به مادرش سپرده می شود: «رفتن به خانه ای که در آن مردی دیگر با مادرم زندگی می کرد و دو بچه هم سن و سال من داشت برای من شوک دیگری بوجود آورد. راستش از رابطه مادرم با آن آقا اذیت می شدم و دلیلش برایم گنگ بود. چون دلبستگی خاصی به پدرم هم نداشتم. در آن خانه هم اختلاف وجود داشت. بیشتر هم سر ناسازگاری ما بچه ها با هم. اصرار داشتند بگویند که شما ها دیگر با هم خواهر برادر هستید. اما من و آن ها نه مادر واحدی داشتیم و نه از یک پدر بودیم. دوران بلوغ سختی داشتم چون توجه مادرم به دلیل کسب رضایت همسر دومش بیشتر به بچه های او بود. چون من پدری نداشتم که مادرم به خاطر من و تربیت غلطم مورد بازخواست قرار بگیرد و تقریبا به حال خودم رها شده بودم و حس سربار بودن از همیشه بیشتر آزارم می داد.»

 

کسی برای رفع حس سربار بودن کمک نکرد

سمانه به سن ۱۷ سالگی که رسید وارد بازار کار شد. وقتی هنوز دیپلم نگرفته بود: «مشاجراتم با خانواده ای که به من تحمیل شده بود بالا گرفت. طوری که دیگر نمی توانستم خانه را تحمل کنم. کسی برای حس سربار بودن و رفع آن به من کمکی نکرد. دایی من به کمک همسرش که مدرس زبان آلمانی بود یک آموزشگاه آموزش زبان دایر کرده بودند. اما این آموزشگاه فاصله خیلی زیادی تا خانه مان داشت. من به عنوان منشی در این آموزشگاه شروع به کار کردم. توانستم اعتماد دیگران را جلب کنم و از آن ها خواستم که شب ها را هم در همان آموزشگاه بمانم. تنهایی با همه نگرانی ها و تشویش هایی که داشت از جو خانه ناپدری ام بهتر بود.»

دو سال بعد سمانه با تلاش خودش زبان آلمانی را به خوبی فرا می گیرد و به عنوان کمک مدرس در آموزشگاه مشغول کار می‌شود. در همان روزها بود که با همسرش هومن آشنا می‌شود. سمانه می‌گوید زمان ازدواج هیج خبری از پدرش نداشته‌اند و هنگام عقد برای این مسئله به دردسر های دیگری برخورد کرده است: «تمام آن روزها گذشته. حالا بیشتر از ۱۲ سال است که ساکن کشوری هستم که کیلومترها با خانواده ام فاصله دارد. اگر بخواهم صادق باشم باید بگویم که هیچ وقت دلم برای اعضای خانواده ای که کنار آن ها زندگی کردم تنگ نمی شود. آن ها برایم با غریبه ها فرقی ندارند. نمی‌دانم چرا نتوانستیم با هم سازگاری داشته باشیم. مادرم هنوز برای آن دختر و پسر و عروس و داماد آن مرد مادری می کند اما من انگار عضو اضافه‌ای در آن جمع بودم. الان زندگی راحتی دارم. می‌گویند گذشته در گذشته و نباید در آن سیر کرد. اما من به یادآوری جزییات اتفاقات آن روزها اعتیاد دارم انگار. می‌دانم که باید این تجربه های تلخ را فراموش کنم تا مادر بهتری برای دخترم باشم اما حس می کنم خلاء نداشتن یک خانواده همیشه همراه من می‌ماند.»

تجربه زندگی در یک خانواده تلفیقی

 ناپدری ام حامی زندگی من شد

علیرضا بهاری این روزها تازه ورود به دهه چهارم زندگی اش را تجربه می‌کند. پدرش در سال ۶۲ به شهادت رسید و از آن به بعد سرپرستی‌اش را خانواده پدرش به عهده گرفتند. علیرضا می‌گوید آن زمان ۸ ساله بوده و یک خواهر و برادر ۶ و ۲ ساله هم داشته است: «درک درستی از شهادت نداشتم. فقط می دیدم که توجه اطرافیان نسبت به من که فکر می‌کردند از خواهر و برادرم بیشتر متوجه نبود پدرم می‌شوم بیشتر شده است. البته با شروع جنگ مادرم هم کمتر پدرم را می دید و همین موضوع باعث شده بود داغ نبودن او برایش تحمل پذیرتر شود. ما در خانه‌ای نزدیک سه راه شکوفه مستاجر بودیم و بعد از شهادت پدرم به خانه پدری اش در محله خراسان نقل مکان کردیم.»

پدربزرگم اصرار داشت مادرم عروس شان باقی بماند

علیرضا می گوید عرف آن زمان خیلی با مجرد بودن زن جوان در خانه ای که ۳ برادر شوهر جوان دیگر حضور داشتند سازگاری نداشته است: «پدربزرگم اصرار داشت که یکی از عمو ها با مادرم ازدواج کند و سرپرستی ما را به عهده بگیرند اما عمو هایم به وضوح این را نمی پذیرفتند. ۳ سال بعد از شهادت پدر بود که مادرم با یکی از همرزمان پدرم ازدواج کرد. مردی که ۴ سال از مادرم کوچک تر بود و همسرش را به دلیل سرطان خون از دست داده بود و یک دختر ۳ ساله از او به یادگار داشت.» پدربزگ پدری اولین کسی است که با این ازدواج مخالفت می‌کند:«یکی از مسائلی که روی آن تاکید داشتند نامحرم بودن خواهرم به همسر مادرم بود.خواهرم تازه به سن تکلیف رسیده بود و بزرگ تر ها می گفتند بهتر است که خواهرم با آن ها زندگی کند.این موضوع بیش از هر چیز دیگر مادرم را آزار می داد.در نهایت این بحث و جدل ها به جایی نرسید. مادرم با این آقا ازدواج کرد و ما به خانه‌ای در حوالی خیابان جیحون نقل مکان کردیم.»

 

از علیرضا می‌پرسم که چه حسی نسبت به ازدواج مجدد مادرش داشته است: «من از باقی بچه ها بزرگ تر بودم و رفتار من روی اطرافیان تاثیر می گذاشت. مادرم پیش از ازدواجش با من حرف زد و برایم از عواقب ازدواج اجباری با یکی از عمو ها گفت. یادم هست دو بار سر مزار پدرم مرا به دیدن مردی برد که قرار بود با او ازدواج کند. خواهر ناتنی ام را برای اولین بار همان جا دیدم و خیلی دوستش داشتم. بچه خیلی شیرینی بود. این که در دو سالگی مادرش را از دست داده بود خیلی دل من را سوزاند و از همان موقع خواستم که مادرم که به نظرم مهربان‌ترین زن دنیا بود مادر او هم باشد تا زن دیگری وارد زندگی‌شان نشود.»

دیدارهای قبل از ازدواج ما را با هم صمیمی‌تر کرد

علیرضا می‌گوید این دیدارها و آماده کردن او برای ازدواج دوم مادر نتیجه بخش بوده است: «مردی که همسر مادرم شد تمام تلاشش را برای ما کرد. حتا خانه قدیمی دو طبقه ای اجاره کرد تا خواهرم و ما راحت تر باشیم و دیگران کمتر بهانه ای به این خانواده جدید بگیرند. حالا همه ما ازدواج کرده‌ایم و خودمان بچه داریم. تصورم این است که اگر مادرم با ایشان ازدواج نمی کرد شاید متحمل سختی های زیادی در زندگی مان می شدیم. ناپدری ام در همه آن سال ها مهم ترین رفیق و حامی من شد. هنوز هم حس و حال یک خانواده همدل در بین ما وجود دارد. پدر و مادرمان به دوران سالمندی رسیده‌اند و حالا این ما هستیم که وظیفه داریم مراقب آن ها باشیم.»

اشتباه رایج والدین در ازدواج مجدد

به نظر می رسد نحوه مطرح کردن ازدواج مجدد والدین تاثیر زیادی در سازگاری کودکان با شرایط جدید و زندگی در خانواده های تلفیقی دارد.دکتر ویدا فلاح روانشناس و مدرس مهارت های زندگی در این باره می گوید والدین نباید پس از طلاق نزدیکی اغراق آمیزی با کودکان خود داشته باشند و از همان کودکی باید کودک را متوجه تنهایی خود کنند:«یکی از اشتباهات رایج والدین بعد از طلاق این است که برای امینت روانی دادن به کودک مدام به آن ها می گویند که برای آن ها زندگی می‌کنند، برای آن ها تلاش می کنند و هرگز کسی جای آن ها را در زندگی شان پر نمی کند و ازدواج نمی کنند. اما چند سال بعد از طلاق تازه مشکلات اساسی شروع می شود. تنهایی، چالش های زندگی، نداشتن امنیت روانی و امید به زندگی از مهم ترین پیامد های بعد از طلاق هستند که در والدین زمینه ساز افسردگی می شوند. زمانی که والدین به این نتیجه می‌رسند که باید ازدواج کنند کودکان این تصور را دارند که والد شان دیگر آن ها را دوست ندارد و می خواهد شخص دیگری را جایگزین آن ها کند.»

تجربه زندگی در یک خانواده تلفیقی

نگوییم که کودک است و متوجه نمی‌شود!

این روانشناس می‌گوید والدین پیش از ازدواج باید با زبان ساده از نیازها و تنهایی ها و نگرانی های شان صحبت کنند و اگر می توانند حتما پیش از رسمی کردن رابطه تازه شان کودک را با طرف مقابل شان آشنا کنند: «همان طور که آمار طلاق در جامعه مان رو به افزایش است آمار تشکیل خانواده های تلفیقی نیز بیشتر از قبل شده است. بنابراین لازم است که در این زمینه با کودکان و نوجوانان مان صحبت داشته باشیم. بدترین رفتار این است که تصور کنیم آن‌ها کودک هستند و متوجه نمی‌شوند که چه چیزی به صلاح است. از همان ابتدا کودک به صورت کاملا شفاف باید با این مسئله مواجه شود. خانواده جدیدش را ببیند و ساعاتی را با آن ها سپری کند.

از کودک مشورت نگیرید

«والدین باید برای ازدواج مجدد کودک را در جریان شرایط جدید قرار بدهند. اما مشورت گرفتن از آن ها که این کار را انجام بدهند یا نه اشتباه است.» دکتر فلاح با بیان این مطلب ادامه می‌دهد: «درباره اهمیت کودک و نوجوان‌تان در زندگی تان با او صحبت کنید و اگر قصد ازدواج مجدد دارید در باره نیازهای‌تان با آرامش و بدون این که او را نگران کنید درد دل داشته باشید. اما تصمیم را به عهده او نگذارید و به او نگویید هر چه او بخواهد را انجام می‌دهید. در این صورت حتما با این پاسخ رو به رو می‌شوید که من نیازی به پدر یا مادر جدید ندارم.»

یک ملاقات خانوادگی

لازم است که کودکان هر دو طرف همدیگر را پیش از ازدواج والدین شان ملاقات کنند. دکتر فلاح می‌گوید این یکی از بهترین تصمیم ها پیش از رسمی کردن ازدواج مجدد است :«کودک و نوجوان شما حق دارد بداند که به زودی با چه کسانی قرار است زندگی کند.هدیه خریدن از طرف بچه ها برای یک دیگر خیلی تاثیر خوبی دارد.در فرهنگ ما در باره نامادری و ناپدری اطلاعات اغراق شده و نامناسبی وجود دارد.لازم است با رفتار درست این تصورات را از ذهن فرزندان همسر جدیدتان بیرون کنید.»این روانشناس می گوید مدارا با فرزندان شخصی دیگر حتما سخت است و صبوری زیادی می طلبد:«هر گاه از این موضوع خسته شدید یا اتفاقی افتاد که ناراحت تان کرد باید با خودتان فکر کنید که دوست دارید همسر تازه تان چه رفتاری با فرزند شما داشته باشد .با این تفکر و تکرار این سوال رفتار شما با صبوری بیشتری همراه می شود و می توانید جای خالی مادر یا پدر را برای فرزندان همسرتان پر کنید و حامی آن ها باشید.تنها با این تفکر است که خانواده های تلفیقی آسایش و همدلی را در کنار هم تجربه می کنند و از آسیب های فردی و اجتماعی متعدد در امان می مانند.»

 

 

 

 

روایت کودکانی که از والدین‌شان سرقت‌های میلیونی کردند

معصومه نیکنام
روایت کودکانی که از والدین‌شان سرقت‌های میلیونی کردند

در نگاه اول بچه دبستانی هایی هستند که گرفتار هیجان بازی های رایانه ای شده اند.کسی از اعتیاد آن ها خبر ندارد. تنها وقتی صدای این ماجرا در می آید که والدین به خودشان می آیند و می بینند چند ده میلیون تومان از حساب شان کسر شده و این یک پایان ناخوشایند برای این بی خبری هاست.

 آمارها نشان می دهد حدود ۱۹ میلیون کاربر اینترنت در کشورمان زیر ۱۸ سال سن دارند و از سوی دیگر افزایش جرایم اینترنتی نشان از افزایش تهدیدات سایبری بویژه برای کودکان و نوجوانان دارد. این در حالی است که والدین فرزندان خود را در محیط مجازی تنها گذاشته اند و این تنهایی به چنین اتفاقاتی منجر می شود و کودک خواسته یا ناخواسته وارد فضای جرائم سایبری می شود. معمولا هم در این فضا یا قربانی است یا متهم، به همین دلیل بسیاری از کارشناسان مسائل کودک و نوجوان براین باورند که باید “والدگردی” در هر خانواده ای برای جلوگیری از آسیب های احتمالی فضای مجازی به عنوان یک ضرورت مورد توجه قرار گیرد.

در این گزارش به سراغ کودک و نوجوانانی آمده ایم که لذت بازی های رایانه ای آن ها را متهم به سرقت کرده، همچنین با والدینی به گفت و گو نشستیم که هیچ اطلاعی از سارق حساب های بانکی خود نداشتند و وقتی با متهم روبه رو شدند در عین ناباوری، کودکان خود را در مقابل خود دیدند، متهمان کوچکی که در نهایت بخشیده شدند.

 

خالی کردن حساب به وقت استراحت پدر 

«باربد» کودکی ۱۲ ساله و بسیار باهوش است. این را می توان در جملات کوتاه اما حساب شده اش متوجه شد، از حساب والدینش حدود ۱۲ میلیون برداشت کرده و به گفته خودش برای خرید بازی های رایانه ای آن هم به صورت پنهانی این کار را انجام داده است، می گوید: «زمانی که پدرم از سر کار برگشت و در حال استراحت بود این کار را کردم، الان خیلی از این کارم ناراحت هستم اما بازی رایانه ای که انجام می دادم آنقدر جذبم کرده بود که نمی توانستم آن را رها کنم. به مراحل پایانی بازی نزدیک بودم و دلم می خواست تا پایان ادامه بدم، به همین دلیل مجبور شدم از حساب پدرم برداشت کنم، چون بازی انلاین بود و وقتی نداشتم.»

او همچنان بازی های رایانه ای را دوست دارد و به بازی هم ادامه می دهد: «پدرم در حال استراحت بود، بدون اینکه متوجه شود، مشخصات حساب بانکی اش را که در گوشی اش ذخیره کرده بود برداشتم و به مدت ۳۰ روز از حساب بانکی پدرم بازی خریداری می کردم و پیامک های بانکی را از گوشی او حذف می کردم به همین دلیل پدرم اصلا متوجه نشد، یک روز که برای خرید از حساب بانکی اش که مثل اینکه از حساب های پس اندازش بود برای خرید رفته بود، متوجه شد که حسابش تقریبا خالی است، خیلی عصبانی شده بود و در خانه داد و فریاد راه انداخته بود که نمی دانم چرا حسابم خالی است، می خواست برود پیش پلیس تا شکایت کند اول فکر کردم که متوجه نمی شوند که من انجام داده ام اما بعد ترسیدم و خودم به پدرم گفتم.»

به او می گویم وقتی پدرت متوجه شد، چه رفتاری با تو داشت ؟ با کمی خجالت می گوید:  «سرم داد زد که من به سختی کار می کنم و پول پس انداز می کنم برای آینده ایت، آن وقت تو به راحتی آن را خرج بازی آنلاین می کنی؟ تا چند روز با من حرف نمی زد رفتار مادرم هم مثل قبل نبود از کارم پشیمان بودم اما بعد از مدتی رفتارشان با من خوب شد.»

 

مادر باربد که همراه پسرش است، با لبخندی که نشان می دهد کار پسرش برایش عجیب بود و بعدها تبدیل به  سوژه خنده شده است ، می گوید: «اصلا حواسمان به باربد نبود که چرا سرش مدام در گوشی است، هر وقت از او پرسیدم چیکار می کنی، می گفت بازی می کنم، خوب من هم می گفتم بازی که چیز بدی نیست اما هرگز فکرش را نمی کردم این بازی ها رایگان نباشد.»

از او می پرسم صرف نظر از اینکه این بازی ها هزینه دارد یا نه برای شما مهم نبود که این بازی، چگونه بازی است و آیا آثار روانی بدی برای فرزندتان دارد یا نه؟ ” من بازی های رایانه ای را نمی شناسم اما عموما بازی های رایانه ای جنگی و خشن است، پسر بچه ها این نوع بازی ها را دوست دارند. به نظر باید در این زمینه از طریق صدا و سیما یا فضای مجازی، آموزش داده شود تا هم والدین آگاه شده و هم کودک و نوجوانان آگاهی بیشتری در این زمینه کسب کنند.»

 

متهم، فرزند خانواده بود 

وقتی پلیس از او خواست به همراه والدینش به پلیس فتا بیاید، هرگز باور نمی کرد که دستش رو شده باشد، اما وقتی همراه پدر و مادرش وارد اتاقی شد که پرونده ای  از مستندات را نشانش می داد که در فلان روز و ساعت تراکنش اینترنتی داشته، راهی جز سکوت ندید. اتهامش را پذیرفت و از والدینش عذرخواهی کرد. پدر و مادر نیز راهی جز گذشت و صرف نظر از ادامه رسیدگی به شکایتی که کرده بودند، نداشتند چون کسی که به عنوان متهم روبه روی آن ها نشسته بود کسی نبود جز علیرضا تنها پسر ۱۲ ساله شان.

علیرضا می گوید: «پدر و مادر شاغل هستند و بسیاری از ساعات روز درخانه تنها هستم، مدت ها بود که به بازی رایانه ای عادت کرده بودم و از این طریق وقتم را پر می کردم. اوایل از پدرم می خواستم که برایم بازی ها را خریداری کند اما زمان بازی کوتاه بود و باید دوباره خریداری می کردم، مادر شاکی شده بود که چرا تمام وقتم را صرف این بازی ها می کنم به همین دلیل تصمیم گرفتم از حساب بانکی آن ها برداشت کنم اما اصلا فکرش را نمی کردم که کارم خلاف است و جرم مرتکب شده ام.»

مادر علیرضا می گوید: «چند هفته  پیش یک شکایت به دادسرای مبارزه با جرائم رایانه ای ارائه دادم با این مضمون که ۱۸۰ میلیون ریال از حساب من و همسرم کسر شده، ما که خریدی انجام نداده بودیم و نمی دانستم چرا این مبلغ از حسابم کم شده است، چندین ماه به دفعات متوالی، مبالغی از حساب پس اندازمان برداشت می شد از طرفی پیامک حساب بانکی ام نیز فعال نبود پس از گذشت چند روز متوجه این برداشت ها شدم .اغلب خریدهایم حضوری است و خرید اینترنتی انجام نمی دهم. کارشناسان پلیس فتا موضوع را بررسی کردند، اول تصور می کردند کارتم کپی برداری شده اما متوجه شدند که از کارتم در خرید بازی های آنلاین مورد استفاده قرار گرفته و تراکنش های بانکی مستقیم با گوشی هوشمندم انجام شده، آن ها به این نتیجه رسیدند که احتمال دارد فرزندمان از کارت بانکی ما برای انجام بازی های آنلاین استفاده کرده باشد. بعدها مشخص شد علیرضا بدون اطلاع ما و با فعال کردن رمز دوم و رمز پویا کارت، از آن برای خرید و استفاد از بازی های آنلاین استفاده کرده، وقتی متوجه شدیم کار علیرضا بوده از شکایت مان صرف نظر کردیم.»

 

برداشت ۶۷۰ میلیون ریال از حساب پدر توسط کودک ۱۱ ساله 

در پرونده دیگری  که به تازگی مختومه شده کودکی ۱۱ساله اقدام به برداشت از حساب پدرش به مبلغ ۶۷۰ میلیون ریال کرده است، حساب بانکی پدر در اختیارش بود و بدون محدودیت از حساب پدرش برای خرید بازی های آنلاین، خرید می کرد.  پدرش می گوید: «تصور می کردم فردی با دسترسی به اطلاعات حساب بانکی ام اقدام به برداشت غیرمجاز از حسابم کرده اما اصلا حتی یک درصد فکر نمی کردم فرزند ۱۱ ساله ام این کار را کرده باشد، بی اطلاع از این موضوع شکایتی تنظیم کردم،  مشخص شد برداشت غیرمجاز از حسابم به‌ صورت خرید از طریق شرکتی که فروش بازی، برای اکانت‌های بازی آنلاین دارد صورت گرفته است با بررسی دقیق تر مشخص شد پسرم با دسترسی به پیامک‌های تلفن همراه و استفاده از رمز دوم پویا برای تقویت بازی آنلاین خود این مبلغ را برداشت کرده، وقتی متوجه شدم فرزندم این کار را کرده از شکایتم صرف نظر کردم. تا مدت ها گیج بودم و باورم نمی شد او این کار را کرده باشد.»

برداشت ۴۰۰ میلیون ریالی از حساب مادر 

برای اینکه به مراحل بالاتر بازی آنلاین برسد وارد حساب بانکی مادرش می شود، مرحله اول برداشت می کند اما این بازی تمامی ندارد، گویا اصلا مرحله ای به عنوان پایان تعریف نشده است، مرحله به مرحله بالاتر می رود و برداشت از حساب به مرز ۴۰ میلیون تومان می رسد اما یک آن این بازی در مرحله ای حساس متوقف می شود،چرا ؟برای این که دیگر پولی در حساب مادر نمانده که بخواهد برداشت کند، پس انداز اندک مادر به همین راحتی دود می شود.

این ها را مادر متین پسر ۱۲ ساله می گوید” پیامک بانکی ام فعال است اما وقتی پسرم از حسابم برداشت می کرد هیچ پیامکی دریافت نمی کردم گویا او تمام پیامک ها را پاک می کرد و من از همه جا بی خبر بودم. شاغل هستم و بعد از ظهرها خسته به خانه می آیم و کمی استراحت می کنم، متین در ساعت استراحتم گوشی موبایلم را بر می داشت و به راحتی از حسابم برداشت می کرد، این پول را برای کار مهمی پس انداز کرده بودم اما به راحتی خرج بازی آنلاینی شد که هیچ سودی هم  ندارد. وقتی متوجه شدم که حسابم خالی شده که خیلی دیر شده بود.به خاطر این موضوع شکایت کردم و وقتی متوجه شدم متهم پسر خودم است مبهوت ماندم.»

 

ساخت موشن گرافی برای آموزش به کودکان برای برداشت از حساب والدین 

سرهنگ رامین پاشایی معاون اجتماعی پلیس فتا درباره این نوع پرونده ها می گوید:« گاهی از سوی والدین گزارش می شود که از حساب بانکی آن ها به صورت غیرمجاز برداشت شده است، اما دیر متوجه موضوع شده اند .زمانی که گوشی تلفن همراه والدین و شماره حساب و اینترنت بانک آن ها در اختیار فرزندان است بدون اجازه و گاه از سر کنجکاوی به سراغ آن رفته و وجوهات کارت بانکی را خالی می کنند حتی پرونده ای داشتیم که فردی که اکانت ها را واگذار می کرد بچه ها را تشویق کرده و آن ها را راهنمایی می کرد که از برای خرید فلان بازی، از حساب پدر یا والدین خود برداشت کنند. در پرونده دیگری کودکی از حساب بانکی پدربزرگش مبالغی را برداشت کرده بود.»

گروه سنی متهمان این پرونده کودکان ۱۲ تا ۱۳ ساله هستند 

پاشایی می گوید: «گروه سنی کودکانی که از این طریق از حساب بانکی والدینشنان سرقت کرده اند ۱۲ تا ۱۳ ساله  هستند. کودکان در این سنین قدرت تشخیص پایینی دارند والدین باید مراقب حساب های بانکی خود باشند چرا که گاه کودکان در استفاده از حساب بانکی یا کارت بانکی والدین وارد درگاه های جعلی شده و کل حساب آن ها خالی می شود.»معاون اجتماعی پلیس فتا  همچنین می گوید به لحاظ جنسیتی، کودکانی که اقدام به سرقت از حساب والدین خود کرده اند، پسر هستند.

روایت کودکانی که از والدین‌شان سرقت‌های میلیونی کردند

توصیه به والدین

پاشایی خطاب به والدین توصیه می کند که حساب بانکی شما مختص به خود شما است و نباید در اختیار هیچ فردی قرار گیرد: «پرونده های بسیاری در پلیس فتا تشکیل شده که کارت بانکی افراد به صورت ناخواسته در اختیار برخی از افراد سودجو قرار گرفته و از کارت بانکی افراد سوء استفاده شده است. سایت های اسکیمر، شرط بندی و قمار از کارت های سرقتی و اجاره ای استفاده می‌کنند. در چنین شرایطی اگر کارت بانکی شما در اختیار چنین افرادی قرار گرفته و از کارت شما استفاده شود، برای شما پرونده قضائی تشکیل می شود براین اساس اکیدا توصیه می شود که حساب بانکی خود را در اختیار هیچ فردی حتی فرزندتان قرار ندهید اگر گوشی تلفن همراه خود را در اختیار فرزندتان قرار می دهید،حتما به خاطر داشته باشید که رمز اینترنت بانک و گذر واژه خود را در اختیار آن ها قرار ندهید.»

 

 

 

تحقق عدالت یارانه‌ای در دولت سیزدهم

تحقق عدالت یارانه‌ای در دولت سیزدهم

یکی از برنامه‌های دولت سیزدهم پایان دادن به روند ناعادلانه‌ای است که در نظام پرداخت یارانه در دولت گذشته شروع شدو اکنون پس از گذشت حدود یک سال از آغاز به کار این دولت به نظر می‌رسد با پرداخت یارنه‌های ۳۰۰ و ۴۰۰ هزار تومانی عدالت یارانه‌ای در حال تحقق است.

به گزارش ایرنا نظام پرداخت یارانه در ایران تقریباً از ابتدای انقلاب یک مسئله جدی در حوزه موضوعات اقتصادی دولت‌ها بوده است. مدیریت پرداخت یارانه به‌ویژه در مسیری که به عدالت هرچه بیشتر منتهی شود، دغدغه اکثر دولت‌های پس از انقلاب بود. این موضوع اما در دولت پیشین تنها یک بعد داشت؛ حذف یارانه مردم و استفاده از آن در بودجه جاری کشور. دولت قبل بدون هیچ برنامه مشخصی برای نظام یارانه‌ای کشور و صرفاً با موضع‌گیری علیه طرح هدفمندی یارانه‌ها، سعی در حذف یارانه مردم داشت.

دولت قبل در حالی به طرح انتقادات گسترده از هدفمندی یارانه‌ها پرداخت که هم‌زمان از منابع آن برای اجرای طرح‌های تبلیغاتی خود از جمله طرح تحول سلامت بهره می‌برد. نتیجه این عملکرد دولت قبل، کاهش شدید سهم مردم از منابع هدفمندی بود به طوری که سهم یارانه مستقیم پرداختی به مردم با شیب تندی کاهش یافت.

تحقق عدالت یارانه‌ای در دولت سیزدهم

در بودجه سال ۱۳۹۲ که توسط دولت دهم تدوین شد درآمد دولت از افزایش قیمت‌های ناشی از هدفمندی یارانه‌ها ۵۰ هزار میلیارد تومان تصویب شده بود. این درآمد حاصل گران کردن قیمت حامل‌های انرژی و حذف یارانه‌های کالاهای اساسی بود.

در دولت دهم از رقم ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد حاصل از هدفمندی یارانه‌ها ۴۱ هزار میلیارد تومان بابت پرداخت یارانه نقدی ۴۵۵۰۰ تومانی به مردم در نظر گرفته شده بود و ۹ هزار میلیارد تومان مابقی هم صرف کمک به بخش تولید و سلامت می‌شد.

در دولت‌های یازدهم و دوازدهم با تصمیمات متناوبی که برای افزایش قیمت حامل‌های انرژی و حذف تدریجی یارانه‌های مختلف گرفته شد، درآمد دولت از محل هدفمندی یارانه‌ها سال به سال بیشتر شد به طوری که در سال پایانی دولت دوازدهم درآمد دولت از این محل به ۳۳۴ هزار میلیارد تومان رسید یعنی نزدیک به ۷ برابر شد.

به عبارت دیگر درآمد دولت دوازدهم از هدفمندی یارانه‌ها نسبت به دولت دهم ۲۸۴ هزار میلیارد تومان بیشتر شد و از ۵۰ هزار میلیارد تومان به ۳۳۴ هزار میلیارد تومان رسید.

اما دولت قبل با وجود این درآمد هنگفت، فقط بخش ناچیزی از آن را صرف افزایش واریز یارانه مستقیم نقدی به حساب مردم کرد و مابقی آن فدای کسری بودجه دولت شد.

وعده معروف رئیس دولت قبل با این مضمون که «آن‌چنان رونق اقتصادی ایجاد کنم که دیگر کسی به یارانه احتیاجی نداشته باشد» سرانجام به حداقلی شدن سهم مردم از یارانه‌ها در عین نیاز هرچه بیشتر مردم به حمایت دولت منتهی شد.

با تغییر دولت اما گام مهمی در اصلاح یارانه برداشته شد. جایگزین شدن پرداخت یارانه مستقیم به جای تخصیص رانت ارز ترجیحی، اقدام مهمی برای حذف رانت از اقتصاد کشور و عادلانه شدن پرداخت یارانه بود.

در دولت سیزدهم با اصلاح یارانه‌های کالاهای اساسی،‌ رقم یارانه نقدی به ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان افزایش یافت که برای اقشار متوسط و کم‌درآمد رقم قابل قبولی محسوب می‌شود و قدرت خرید آنها را بالا می‌برد.

با تصمیم دولت سیزدهم و برای جبران افزایش قیمت‌ها ناشی از اصلاح ارز ترجیحی، یارانه‌های ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومانی به حساب مردم واریز شد، این در حالی است که در دولت قبل خبری از یارانه جبرانی نبود.

قیمت کالاهای اساسی در دولت‌های یازدهم و دوازدهم بین ۲۸۴ درصد تا ۷۹۸ درصد افزایش یافت یا به عبارتی ۴ تا ۹ برابر شد. با این حال، دولت قبل تمایلی به افزایش مبلغ یارانه نقدی نداشت و همان رقم ۴۵۵۰۰ تومانی که دولت دهم در سال ۱۳۸۹ به مردم داد تا پایان دولت دوازدهم باقی ماند.

دولت قبل فقط بابت افزایش قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸ یارانه حدوداً ۵۰ هزار تومانی به حدود ۷ دهک جامعه پرداخت کرد.

دولت گذشته همچنین با اتخاذ سیاست ارز ۴۲۰۰ تومانی، هدف خود را جلوگیری از افزایش قیمت کالاهای اساسی عنوان کرد اما در مهار تورم این کالاها ناموفق بود و با ناتوانی در افزایش صادرات نفت و وصول درآمدهای ارزی، به تدریج مجبور شد یکی یکی کالاهای اساسی را از لیست ارز ۴۲۰۰ تومانی خارج کند اما یک ریال هم به یارانه مردم اضافه نکرد.

اما اکنون دولت سیزدهم رقم یارانه نقدی را برای اقشار مختلف ۲ تا ۳ برابر افزایش داده است. بالا بودن یارانه‌های جدید در حدی است که افرادی که در دولت‌های گذشته از دریافت یارانه محروم شده بودند و به علت رقم نازل آن تمایلی به پیگیری دریافت یارانه نداشتند، اکنون انگیزه پیدا کرده‌اند تا برای دریافت یارانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومانی ثبت‌نام کنند.

این رقم یارانه پرداختی کمک شایانی به رفع فقر مطلق در جامعه کرده است. امروزه  در دهک‌های اول درآمدی یک خانواده ۴ نفره حدود ۱ میلیون ۶۰۰ هزار تومان یارانه می‌گیرد و این رقم سهم قابل توجهی در تأمین معاش این خانواده‌ها و رفع فقر مطلق در میان آنها ایفا می‌کند.

 

 

 

سرگردانی متقاضیان وام اجاره بین سامانه وام ودیعه مسکن و بانک‌ها

سرگردانی متقاضیان وام اجاره بین سامانه وام ودیعه مسکن و بانک‌ها

وزارت راه و شهرسازی و بانک مرکزی یکدیگر را با اهمال در آغاز اعطای وام ودیعه مسکن متهم می کنند، اما آنکه بیش از همه در این میان متضرر می شود، مستأجرانی هستند که معطل دریافت این وامند.

به گزارش خبرنگار مهر، وام ودیعه در سال جاری با فراز و نشیب زیادی رو به رو بود و در چند نوبت این تسهیلات به تصویب مراجع مختلف رسید.

وام ودیعه مسکن که سابقه پرداخت دو ساله در سال‌های کرونایی ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ را دارد، مشخص نبود که آیا امسال هم پرداخت می‌شود یا خیر که برای نخستین بار در سال جاری، معاونت مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی در ۱۷ اردیبهشت امسال از تصویب اعطای تسهیلات ودیعه مسکن در شورای پول و اعتبار خبر داد.

بر اساس اعلام این وزارت خانه، سقف وام ودیعه مسکن تهرانی‌ها، کلانشهری ها و سایر شهرها به ترتیب ۶۰، ۴۵ و ۳۰ میلیون تومان بود. این در حالی است که طی سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ بیش از ۴۵۰ هزار خانوار شهری در سراسر کشور تسهیلات ودیعه مسکن دریافت کردند.

این در حالی است که در سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰، وام ودیعه مسکن تهرانی‌ها ۷۰ کلانشهری ها ۴۰ و سایر شهرها ۲۵ میلیون تومان با نرخ سود ۱۳ درصد بود اما در سال جاری نرخ سود آن را بانک‌ها و شورای پول و اعتبار ۱۸ درصد متقبل شدند.

وام ۱۰۰ میلیون تومانی با سود ۱۸ درصد در ستاد تنظیم بازار (اول خرداد)

دومین بار اعطای تسهیلات ودیعه مسکن در ستاد تنظیم بازار بررسی و مقرر شد تا این تسهیلات به ۱۰۰ میلیون تومان افزایش یابد ولی برای ابلاغ به بانک‌ها نیاز به مصوبه شورای پول و اعتبار داشت.

پیشنهاد وزارت راه و شهرسازی در نشست ۳ خرداد امسال در شورای پول و اعتبار بار دیگر بررسی و اعلام شد که سقف وام ودیعه مسکن تهرانی‌ها، کلانشهری ها و ساکنان سایر شهرها به ترتیب ۱۰۰، ۷۰ و ۴۰ میلیون تومان با نرخ سود ۱۸ درصد و بازپرداخت ۵ ساله به تصویب رسیده است.

همچنین مقرر شد وزارت راه و شهرسازی لینک ثبت نام متقاضیان در سامانه جامع مسکن حمایتی به آدرس https://saman.mrud.ir/ را فعال کند.

وزارت راه و شهرسازی این سامانه را فعال کرد ولی خبری از معرفی متقاضیان به بانک نبود. معاونت مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی در اطلاعیه‌ای از آغاز ثبت‌نام متقاضیان تسهیلات کمک ودیعه مسکن از روز پنج شنبه ۱۲ خردادماه از طریق ثبت درخواست در سامانه طرح‌های حمایتی مسکن خبر داد.

وام ودیعه ۱۰۰ میلیون تومانی با سود ۱۳ درصد در شورای عالی سران قوا (۳۰ خرداد)

رستم قاسمی ۳۱ خرداد از تصویب اعطای تسهیلات کمک ودیعه مسکن تا سقف ۴۰ هزار میلیارد تومان با نرخ سود یارانه‌ای ۱۳ درصدی در نشست ۳۰ خرداد شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا به ریاست رئیس جمهور خبر داد.

۱ تیر ماه امسال علی صالح آبادی رئیس کل بانک مرکزی و دبیر شورای پول اعتبار در حاشیه نشست هیئت دولت از تصویب اعطای تسهیلات کمک ودیعه مسکن با اعتبار ۴۰ هزار میلیارد تومانی در جلسه ۳۱ خرداد این شورا با سقف‌های ۱۰۰، ۷۰ و ۴۰ میلیون تومانی برای مستأجران به ترتیب تهرانی، کلانشهری و ساکن سایر شهرها خبر داد.

چرا بانک‌ها وام ودیعه نمی‌دهند؟

بررسی‌های میدانی حاکی است هنوز بانک‌ها اقدام به اعطای تسهیلات کمک ودیعه مسکن نکرده و از اعطای این تسهیلات سر باز می‌زنند. ضمن اینکه بانک‌ها می‌گویند هنوز دستورالعمل وام ودیعه مسکن به ما ابلاغ نشده است.

این در حالی است که یک پایگاه خبری وابسته به بانک مرکزی امروز اعلام کرد: بخشنامه بانک مرکزی در تاریخ ۱۰ خردادماه به ۲۰ بانک ابلاغ شده است و بر این اساس عدم پرداخت وام به دلیل نبود بخشنامه بانک مرکزی موجه نیست.

در این بخشنامه آمده است: حسب تصمیمات اتخاذ شده در شورای پول و اعتبار در تاریخ سوم خردادماه، شورای پول و اعتبار با اعطای تسهیلات کمک ودیعه مسکن با نرخ مصوب شورای پول و اعتبار، دوره بازپرداخت حداکثر پنج سال، در سقف‌های فردی ۱۰۰، ۷۰ و ۴۰ میلیون تومان به ترتیب در تهران، مراکز استان‌ها و شهرهای بالای ۲۰۰ هزار نفر جمعیت و سایر شهرها و از محل منابع بانکی موافقت کرده است.

در ادامه بخشنامه تاکید شده است: نحوه معرفی متقاضیان واجد شرایط جهت بهره‌مند از تسهیلات مزبور توسط سامانه وزارت راه و شهرسازی خواهد بود.

به نظر می‌رسد بخشنامه فوق مربوط به مصوبه‌ای است که بر اساس آن تسهیلات ودیعه مسکن قرار بود با نرخ سود ۱۸ درصد پرداخت شود؛ حال آنکه نرخ سود این تسهیلات بار دیگر تغییر کرد و بر اساس اعلام رستم قاسمی وزیر راه و شهرسازی، قرار است با نرخ سود ۱۳ درصد به مستأجران متقاضی دریافت آن پرداخت شود.

 

 

 

شناخت تفاوت های احساسی زنان و مردان/چطور همسرمان را بهتر بشناسیم؟

قدیمی ها مثل مادربزرگ ها و پدربزرگ هایمان بدون اینکه روانشناسی بدانند، از نوع نگاه به هم می فهمند که در درون همسرشان چه می گذرد یا چه زمانی باید با هم صحبت کنند. مثلا زمانی که همسر ناراحت بود و از سرکار به منزل می آمد ، او را تنها می گذاشتند تا مدتی به حال خود باشد و بعد شروع به صحبت کند ،اما جوان های امروزی کم صبر تر هستند و همین هم باعث اختلافات بیشترشان می شود. این گزارش را بخوانیم تا به برخی تفاوت های زن و مردها پی ببریم.

شناخت تفاوت های احساسی زنان و مردان/چطور همسرمان را بهتر بشناسیم؟

می گوید چند روزی است که با همسرش کم صحبت می‌کند چون به او بی توجهی می‌کند تا شاید او بفهمد که از چه چیز ناراحت است، مثلا زمانی که به خانه می‌آید او را خیلی تحویل نمی‌گیرد، یک چای جلویش می‌گذارد و روبه رویش جلوی مبل می‌نشیند، دست زیر چانه می برد، بدون اینکه حرفی بزند، چشم به تلویزیون می دوزد و منتظر است که شوهرش متوجه ناراحتی درونش بشود و از او بپرسد که چه چیز آشفته اش کرده، درس و مشق بچه ها، مخارج یا مسائل مربوط به ارتباط با خانواده همسرش، اما همسرش که جلوی تلویزیون می‌نشیند، کنترل دستش است و مدام این کانال ، آن کانال می‌کند و فوتبال می‌بیند، بدون اینکه توجه کند ، خانومش ناراحت است.

در نهایت این خانم هم بیشتر ناراحت می‌شود، عصبی می شود، پرخاش می‌کند و وقتی دوباره همسرش می پرسد که چه اتفاقی افتاده، باز هم می‌گوید که «نمی بینی، ناراحتم، نمی‌خوای بپرسی چمه؟!، چی ناراحتم کرده» اما همسرش گیج و ویج او را تماشا می کند و می‌گوید: «از کجا باید بفهمم که ناراحتی؟، خب چرا حرف نمی زنی؟ مگه من علم غیب دارم!»

سکانس دیگر اما در  میهمانی اتفاق می‌افتد، زمانی که خانم ناراحت شده و اخم هایش درهم است، اما همسرش متوجه نمی‌شود و مدام با شوخی های مختلف او را عصبی تر و ناراحت تر می‌کند و بعد هم که به منزل می آیند و بحث بالا می‌گیرد به شوهرش می‌گوید که چطور متوجه ناراحتی احساسات من نشدی و او هم باز تکرار می‌کند که من از کجا بفهمم؟ مگه علم غیب دارم!

واقعا هم مردان علم غیب ندارند و نمی توانند احساسات درونی خانم ها را بدون اینکه آن را به زبان بیاورند، درک کنند و این یک واقعیت در علم روانشناسی است که آن را تأیید می‌کند. نتایج صدها تحقیق در فرهنگ های مختلف نشان داده که مردان در تفسیر پیام های غیرکلامی به شدت ضعیف هستند و نمی توانند از حالت های چهره و صورت زنان به درونشان پی ببرند چرا که از لحاظ احساسی نسبت به زنان ضعیف تر و فراموش کار‌تر هستند. به لحاظ بیولوژیک نیز تحقیقی دانشگاهی که انجام شده نشان می‌دهد که تحریک احساسی مغز زنان بیشتر از مردان است و زنان تصاویر و جزییات بیشتری نسبت به مردان را به یاد می آورند که مربوط به احساسات است.

به همین دلیل هم هست که زنان بعد از یک مشاجره و مشکل با همسرشان ممکن است مشکل را فراموش نکرده باشند و همچنان ناراحت باشند در حالیکه مردان به راحتی فراموش می‌کنند و یادشان می‌رود. حال اگر این تفاوت های احساسی به لحاظ بیولوژیکی و روانی را در ارتباط با مردان و زنان بدانیم و درک کنیم خیلی از مشکلات در زندگی مشترک و در شناخت طرف مقابل برایمان پیش نمی‌آید.

*تفاوت در صحبت کردن زنان و مردان

«سارا بهرام زاده»، روانشناس بالینی درباره تفاوت های زنان و مردان به لحاظ ساختاری می‌گوید: «علاوه بر اینکه زنان و مردان به لحاظ ساختار مغزی با هم متفاوت هستند، این تفاوت در احساسات نیز وجود دارد و باعث می شود زنان بیشتر دوست داشته باشند که زمان ناراحتی یا حتی خوشحالی صحبت کنند اما مردان در خودشان مخفی شوند و صحبت نکنند. در حالیکه همین تفاوت به ظاهر ساده باعث اختلافات بین زن و شوهرها می شود چرا که زن انتظار می‌کشد تا همسرش با او صحبت کند، در حالیکه مردان وقتی ناراحت هستند، تمایل به حرف زدن ندارند.»

طبق تحقیقات به لحاظ پنهان کردن احساسات نیز زنان و مردان با هم تفاوت دارند مثل اینکه اگر زنان دچار حسادت یا حس دوست داشتن یا ضعف بشوند بیشتر آن را در چهره نشان می دهند اما مردان قادر به پنهان کردن بهتری هستند چرا که ساختار مغزی مردان کلی و جامع تر است اما زنان جزئی و دارای ظرافت بیشتری است.

*تفاوت در احساس غم و ناراحتی

مثال دیگر درباره مرد و زنی است که دچار اختلاف شدند به این دلیل که زن وقتی گریه می‌کند و ناراحت است همسرش سراغش نمی آید تا علت گریه و ناراحتی او را بپرسد درحالیکه وقتی با مرد صحبت می‌کنیم، می گوید من صبر میکنم تا همسرم آرام شود بعد با او صحبت کنم ، اما برعکس زن انتظار دارد که در زمان ناراحتی و گریه همسرش سراغ او برود و با او صحبت کرده و آرامش کند.

رحیم زاده دراین باره می گوید: «زنان و مردان به لحاظ هوش عاطفی مثل هم هستند اما نوع ابرازشان با هم متفاوت است مثلا مردان ترجیح می‌دهند که در خفا گریه کنند یا ناراحتی داشته باشند اما زنان برعکس چرا که با احساساتشان بیشتر در ارتباط مستقیم هستند و نیمکره های مغزشان ارتباط بیشتری با هم دارد و مردان ترجیح می دهند بیشتر عقلانی و و منطقی زندگی کنند تا احساسی.

*تفاوت در تفسیر پیام های غیرکلامی

علاوه بر اینها مطالعات روانشناسی نشان می‌دهد که مردان در تفسیر  پیام های غیرکلامی هم ضعیف تر هستند به خاطر همین هم هست که وقتی زنی در چهره ، حالت های بدنی یا لحن کلامش به دلیل ناراحتی یا خشم تغییری می‌دهد، همسرش متوجه نمی‌شود چرا که اصلا بدان شناختی ندارد. بهترین حالت این است که برای همسرتان صحبت کنید حتی اگر در جای نامناسبی هستید که امکان گفت وگو نیست بعدا برایش توضیح دهید که مثلا این تغییر کلام یا رفتارم به چه علت بود تا آن را متوجه شود و برای دفعات آن مورد توجه قرار دهد. اما اگر این کار را نکنید شاید تا ابد سر این مسائل با هم مشکل داشته باشید».

*آموزش نحوه شناخت احساسات در زنان و مردان

نکته دیگر این است که والدین می توانند از کودکی همانطور که به دخترانشان نحوه احساساتی بودن و توجه به احساسات را آموزش می دهند به  پسرانشان  هم یاد دهند ، هیچ عیبی ندارد که آنها هم به  چهره ها توجه کنند، ارتباط چشمی برقرار کنند و درباره احساسات با پسران صحبت کنند یا زمانی که لازم است یک پسر گریه هم بکند، به او اجازه بدهند و بگویند که هیچ مشکلی ندارد اگر احساسات غمگین و ناراحتش را برون ریزی کند. بنابراین اینطور می شود که یک پسر نیز درک بهتری از مسائل احساسی پیدا می کند و بعدها می تواند با همسرش وضعیت ارتباطی بهتری برقرار کند.

رحیم زاده نیز دراین باره می گوید: «خانواده ها باید اجازه دهند پسران نیز نحوه ابراز صحیح خشم را به خوبی یاد بگیرند تا کمتر در بزرگسالی دچار سرخوردگی یا سرکوب احساسات شوند و یا اینکه  ندانند چه کار باید بکنند ، داد بزنند یا خدایی نکرده دست روی همسرشان بلند کنند و مسائل دیگر که بعدها باعث پشیمانی شان می شود. عدم آگاهی از احساسات صحیح باعث می شود که زندگی هایی متلاشی شود و عشق و علاقه ها به نفرت تبدیل شود.»

*آیا زنان زیاد صحبت می کنند؟

گاه پیش می آید که خانم ها در موقعیت های ناراحت کننده ، استرس زا و بحرانی تمایل به صحبت کردن پیدا می کنند درحالیکه همسر یا خانواده شان ابراز می کنند که نباید اینقدر حرف بزنند یا بهتر است در خودشان باشند اما زن ها کمتر می توانند اینطور باشند به خاطر ساختار ذهنی که دارند از طریق صحبت کردن می توانند خود را آرام کنند و این را مردان نیز می‌توانند بشناسند به جای اینکه مدام به آنها بگویند چرا اینقدر حرف می زنی؟ بهتر است شنونده خوبی برای همسر یا دخترشان باشند.

اما از سوی دیگر یک مرد زمان ناراحتی در خودش فرو می رود و به قولی نیاز به غار تنهایی پیدا می‌کند ، شاید همسرش ناراحت شود و حس کند که برای او کم است درحالیکه اینطور نیست و او تنها دوست دارد مشکلش را در خفا حل یا کاهش دهد بهتر است زنان نیز دراین شرایط همسرشان را شناخته و اجازه دهند او مدتی تنها باشد بعد از آن با هم درباره مسائل و مشکلات صحبت کنند به جای اینکه مدام جر و بحث کنند که چرا مرد حرف نمی زند مگر به او اعتماد ندارد؟

رحیم زاده معتقد است که زنان با حرف زدن هم عشق و علاقه شان را نشان می دهند هم ناراحتی و  استرسشان را، اصلا هم از این بابت ناراحت نمی‌شوند و بعد از آن حس آرامش می‌کنند و شاید اصلا نیازی نباشد که کسی مشکلشان را حل کند بنابراین بهتر است اینطور مواقع نیز همسران دنبال مشکل گشایی و دادن راه حل نباشند شاید تنها یک گوش شنوا کافی باشد که آنها را آرام کند.

خیلی از زنان و مادران قدیمی را دیده ایم یا می‌شناسیم مثل مادرهای خودمان یا مادربزرگ هایمان که از نوع نگاه کردن و رفتار همسرشان پی می بردند که او ناراحت است یا مشکلی دارد بنابراین او را به حال خود رها می‌کردند تا مدتی در خود باشد و بعد به سمت خانواده بیاید، اما الان دخترهای جوان کم صبر تر هستند و اجازه نمی‌دهند مردشان تنها باشد و مدام به انتقادات ریز و درشت می پردازند تا همسرشان از کوره در برود یا فراری بشود. بهتر است خانم های جوان نیز همسرانشان را بهتر بشناسند و درک کنند.

شما به عنوان یک مرد یا زن که تازه وارد رابطه شده یا اینکه تصمیم به ازدواج دارد یا تازه ازدواج کرده است، چقدر فهم درست از زنان دارید، آیا زمان ناراحتی، غم، اندوه، خوشحالی یا هر چیز دیگر در همسرتان را می شناسید و می توانید او را درک کنید یا اینکه مدام با هم درگیر می شوید و نمی توانید روابطتان را مدیریت کنید. بهتر است دراین باره فکر کنید و برایمان تجربیاتتان را بنویسید.

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme