یادداشت: ۱۶ دی و شرح آفتاب

امروز خراسان جنوبی – زنگویی zangoei@birjandtoday.ir / ما ملتی هستیم با تاریخی پر افتخار. هر برگ تقویم مان، شاهد اتفاقاتی مهم و تاریخ ساز است. هر روزمان می تواند سرسلسله ای باشد برای یک حرکت معرفتی. برخی از این روز ها اما نام بردارند و به شوکت در نگاه ها و یادها می نشینند و برخی نیز، به غربتی دچار می شوند که می تواند به نوعی نتیجه غفلت ما باشد و اگر بخواهیم فراتر از این نگاه کنیم یاد آن شعر معروف خواهیم افتاد که مأموریت متفاوت را رسمیت می دهد؛
در کار گلاب و گل، حکم ازلی این بود
آن شاهد بازاری، این پرده نشین باشد
مثل همین ۱۶ آذر که بازار افکار مردم را به شهود می رساند و چون فرا می رسد، دانشجو و دانشگاه، شور و حال خاصی می گیرد. این شور، حالِ جامعه را هم خوش می کند. بسیاری از کسانی که سال ها از دوران دانشجویی شان گذشته است هم به روزهای جوانی سری می زنند و نفسی تازه می کنند. مسئولان هم یک روز پاسخگوتر از همیشه می شوند وقتی به دانشگاه می روند و در برابر دانشجو می نشینند. جوانانی که هنوز پایشان به زمین نرسیده و در آسمان ها سیر می کنند و آرمان ها را می جویند. زیباست این شور و پر شکوه است این روز که به خون هماره در جوشش سه شهید استکبار ستیزی، مانایی یافته است اما این روز، یک ” قُلِ” دیگر هم دارد. دقیقا با یک ماه فاصله؛ ۱۶ دی ۱۳۵۹٫ اما “پرده نشین” است انگار و کمتر به صحن و سرای یاد مردمان آمده است. این روز هم باز نام دانشجو پر شکوه و پر شکوفه شد در حماسه دفاع از وطن در برابر اذناب استکبار. عملیات نصر(هویزه) عرصه شهود و شهادت دانشجویانی است که با عنوان “پیرو خط امام” نام بردار شده بودند بعد از آنکه با تسخیر لانه جاسوسی، ضربه استکبار در ۱۶ آذر را تلافی کردند و خون یاران شهید خود را با پایین کشیدن پرچم آمریکا، تقاصی مردانه گرفتند.
دانشجویان در رکاب شهید حسین علم الهدی، جلوه ای از عاشورا خلق کردند و خود روضه ای شدند که هویزه تا همیشه خواهد خواند و خواهد گریست. در شرح این حماسه، سخن ها رفته است و ماجرا را هم چنین روایت کرده اند که؛… حسین به عنوان فرمانده سپاه هویزه از محور (جنوب هویزه) چند کیلومتر قبل تر از تانک‌ها حرکت می‌کنند. در ابتدا حسین و یارانش (سپاه پاسداران هویزه و جمعی از دانشجویان پیرو خط امام) موفق عمل می‌کنند به‌طوری‌که در مدت ۵ ساعت از شروع عملیات ۲۰ کیلومتر از اراضی اشغالی را آزاد و چند هزار عراقی را اسیر می‌کنند. پس از پاتک عراق، از سوی فرماندهی ارتش، به نیروهای زرهی دستور عقب‌نشینی داده می‌شود. به دلیل نابسامانی اوضاع این دستور به بعضی از واحدها از جمله حسین علم الهدی و ۶۰ تن از یارانش – با وجود داشتن بی‌سیم- ابلاغ نمی‌شود و آن‌ها بی خبر از عقب‌نشینی تانک‌ها در دام نظامیان عراقی می‌افتند و پس از انهدام تعداد زیادی از تانک‌های عراقی و شهادتِ یارانش، حسین مورد اصابت گلوله تانک قرار می‌گیرد و به کاروان کربلا می پیوندد.
عراقی ها هم خصلت یزیدی خود را به صورت کامل نشان دادند و با تانک از روی پیکر شهدای هویزه گذشتند. انگار می خواستند ماجرای قتلگاه را بازسازی کنند! انگار می خواستند بگویند نسل یزید استمرار دارد. بگذریم، ۱۶ دی را هم باید عزیز داشت مثل ۱۶ آذر. باید غبار گرفت از یادهایی که چون در جان تازه شود، بهشت می آفریند. باید آینه ساخت از روز هایی که شرح آفتاب می کنند تا روشن شود همه جا. تا روشنایی مثل زلال آب جاری شود. ان شاءا…!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*