توصیه هایی به والدین برای پاسخ دادن به سوالات کودکان این گونه پرسش های مذهبی کودکتان را پاسخ دهید

«بابا، چرا امام حسین(ع) شهید شد؟»، «مامان، چرا بعدازاین همه سال باید برای شهید شدن امام حسین(ع) عزاداری کنیم؟»، «بابا، میشه بپرسم خدا کیه؟» و … این روزها در محرم و ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین(ع) هستیم و کودکان در این ایام برایشان پرسش‌ها و ابهاماتی مطرح می‌شود که از والدین خود می‌پرسند. در ادامه توصیه‌هایی به والدین برای پاسخ دادن به چنین سوالاتی داریم.
زمان تقریبی مطالعه : ۵ دقیقه
سوالات مذهبی، کودکان، یادگیری، بلوغ،عزاداری، امام حسین، ماه محرم، خانواده ایرانی، تربیت کودک

۴ دلیلی که کودکان سؤال می‌کنند

قبل از هر چیز باید بدانیم کودکان به چهار دلیل سؤال می‌کنند:
۱-شناختن
۲- کنجکاوی
۳- دیدن تضادها
۴- تعارض‌ها

به طور کلی، کودکان سؤال می‌کنند تا یاد بگیرند. والدین با دانستن همین نکته نه تنها نباید از پرسش کودکشان خسته شوند بلکه باید از این گونه سؤالات استقبال کنند. در ادامه چند توصیه کلی درباره نحوه پاسخ‌گویی به سؤالات اعتقادی کودکان خواهیم داشت و چند سؤال را به عنوان نمونه، بر اساس همین توصیه‌های کلی پاسخ‌خواهیم داد.

نگویید تو در حد این مسائل نیستی!

سؤال کردن فرزندان ما بیشتر برای شناخت و یادگیری است و به همین دلیل اگر سؤال را از کودکانمان بگیریم، هیچ نسلی رشد نمی‌کند و حتی علمی و شناختی برای آن‌ها به وجود نمی‌آید. روش پاسخ‌گویی به این دسته از سؤالات اعتقادی، پاسخ منطقی و بدون جهت‌گیری است.

نباید از اصطلاحاتی چون «الان وقت این سؤال نیست» یا «تو در حد این مسائل نیستی» استفاده کنیم. باید به صورت منطقی پاسخ دهیم و درست این است که ابتدا از کودکمان بپرسیم خودش چه فکر و برداشتی دارد و در ادامه صحبت او، به جمع‌بندی و پاسخ منطقی بپردازیم. استفاده از زبان تمثیل و انواع مثال‌ها می‌تواند در این زمینه به شما بسیار کمک کند.

با سؤالات مفهومی پاسخ دهید

کودکان دوست دارند همواره جست و جو کنند و کنجکاوی برایشان نوعی بازی ذهنی است و دلیل آن، آشنایی بیشتر با محیط اطرافشان است. در پاسخ به این دسته از سؤالات، یک نکته دیگر نیز قابل اهمیت است که پاسخ‌گویی باید با سؤالات بیشتری اتفاق بیفتد. مثلاً اگر کودک شما موضوعی را می‌داند و می‌خواهد بیشتر بداند و سوالی مطرح می‌کند، شما باید به جنبه دیگر آن موضوع بپردازید و توضیحتان همراه با سؤالات مفهومی بیشتری باشد.

گاهی لازم است کودک را در آن موقعیت قرار دهید و بگویید: «اگر تو بودی، چه‌کار می‌کردی؟!»

تضاد و تعارض‌های ذهنی‌اش باید حل شود

وقتی اتفاقاتی در روند عادی زندگی می افتد که تاکنون نبوده است، برای کودکانمان تضاد ذهنی ایجاد می‌شود و شروع به پرسیدن می‌کنند. در این شرایط بهترین راه، همراهی کودک است تا ابتدا تجربه کسب کند. گاهی باید سؤالات را با مسائل عاطفی و احساسی پاسخ داد.

وجود رابطه پر از محبت، می‌تواند بسیار در این مسئله کمک حال باشد. همچنین گاهی اتفاقاتی در زندگی می افتد که با اتفاقات گذشته مخالف است. کودک در این حال دچار تعارض می‌شود. در این شرایط برای پاسخ‌گویی به سؤالات کودکان، باید از زبان مقایسه استفاده و موارد متناقض را در شرایطی منطقی مقایسه و بررسی کرد تا نتیجه قابل توجهی به دست آید.

تفاوت سؤالات کودکان قبل و بعد از بلوغ

نکته بسیار مهم، این است که اگر کودک ما به صورت منظم در محیط‌های مذهبی قرار گیرد به مرور زمان، پاسخ بسیاری از سؤالات خود را می‌یابد و خودش رفتار و روحیاتش را مدیریت می‌کند و سوالاتش را به راحتی پاسخ می‌دهد. البته نکته قابل توجه این است که جنس سؤالات دوران کودکی و بلوغ باهم متفاوت است. سؤالات دوران کودکی، بیشتر از جنس شناختن و کنجکاوی است و سؤالات دوران بلوغ به دلیل بحران‌ها و انقلاب‌های درونی‌اش، از جنس حل تضادها و تعارض‌هاست.

نحوه پاسخ دادن به چند سؤال رایج کودکان

در ادامه به صورت مصداقی به بررسی چند سؤال می‌پردازیم که با توجه به نکته‌های مطرح‌شده در ابتدای مطلب، به آن‌ها پاسخ‌خواهیم داد.

خدا چیست و کیست؟

این سؤال بسیار مهم است و قبل از هر پاسخی باید خود کودک را با این سؤال درگیر کنیم تا زبان و فهم کودکمان را بشناسیم. خودت چی فکر می‌کنی؟ یا چه حسی و درکی داری؟ فکر می‌کنی چیست؟‌ در گام دوم باید به او بگوییم خدا کجاست؟ و خدا جایی نیست جز در قلب او. با پرداختن به این سؤالات و از دریچه ذهن کودک، می‌توان او را درمسیر رسیدن به پاسخی ساده قرارداد.

چرا باید عزاداری کنیم؟

در این سؤال ابتدا باید احساس مسئولیت و عاطفه فرزندمان را بشناسیم و او را درگیر کنیم.
چیزهایی را که از دست داده و ناراحت شده است، برایش یادآوری و سعی کنیم عواطف و احساساتش را در نبود آنچه برایش ارزش دارد، بروز دهد. طبق نظریات علم روان‌شناسی، شور و هیجان نیز در کنار شعور، عامل سلامتی روان است.

چرا امام حسین(ع) شهید شدند؟

هیچ گاه در پاسخ به این سؤال سعی نکنید واکنش منفی نشان دهید که چرا این سؤال را پرسیده است! باید اول خودمان بدانیم فلسفه شهادت امام حسین(ع) چه بوده است. کودکان جنس بدی و ظلم را می‌شناسند و باید بپرسیم اگر تو بودی در برابر ظلم می‌ایستادی یا نه؟ تا چه حد؟ و … تا ذهن کودک ما با این موضوع آشنا شود.

چرا فلان فرد که عزادار است، کار غلطی انجام می‌دهد؟

این هم سؤال مهمی است و کاش یک عزادار، حداقل در این ایام به این نکته مهم توجه کند که کودکان مشغول تماشای او هستند و خواهند بود.

با این حال و در پاسخ به این سؤال، باید زبان مقایسه را به‌کارگیریم و به کودکان در گام اول بگوییم که هرکسی مصونیت از خطا ندارد و امکان دارد کار اشتباهی انجام دهد.

از طرفی به او نشان بدهیم اگر کار اشتباهی را دید، باید اشتباه بودن کارش را بفهمد و از آن رفتار بد دوری کند. سوالاتی چون این که اگر کاری غلط باشد ما باید انجام بدهیم؟ در راستای پاسخ دادن به این سؤال، گره‌گشا به نظر می‌رسد.

کودک باید آزادانه هر سوالی را بپرسد

در پایان توجه داشته باشید که هر سوالی را می‌توان پاسخ داد. فقط باید این نکته را در نظر بگیریم که پاسخ دادن به یک پرسش، سبب نشود شخصیت کودک مورد سؤال قرار گیرد. کودک می‌تواند هر سوالی را بپرسد و آزاد است و نباید بابت سؤال پرسیدنش بازخواست شود. همراهی کردن و گوش دادن به کودک و توجه به او، ۵۰ درصد پاسخ به سوالش است.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*