مردانی که به جای توجه فقط راه حل می دهند هیس؛ فقط گوش کن

 

هر بار که می خواهم با شوهرم درد دل کنم تا درباره ی مسائل آن روز با احساسات خود حرف بزنم، مرتّب میان حرف من می دود و درباره ی آنچه باید انجام بدهم، فکر کنم و یا بگویم. پیشنهاد می دهد. او در این لحظه ها غیرقابل تحمّل می شود.

 

گفت و گوی همسران

زنان به علت آنکه جزئیات زندگی را بیشتر از مردان می بینند، به همین واسطه در گفتن ریزترین مسائل و حرف زدن با همسر خود نیز پیشقدم تر هستند. ارتباطات کاری، دوستی، فامیلی، همه و همه هزاران موضوع برای گفت و گو یک زن با همسرش است. اینکه به او بگوید کجا رفته و چه کارهایی انجام داده است. عکس العمل های دیگران چگونه بوده، از کدام رفتار ناراحت و از کدام رفتار خوشحال شده است.
مردان نیز به واسطه قدرتی که در خود می بینند و جنسیت شان علاقه دارند که همیشه نسبت به رفتار همسر خود یک نکته یا تحلیل جامع ارائه دهند. این عمل برای زنان که می خواهند فقط همسرشان گوش شنیدن حرف هایشان باشند کمی دل آزار و ناراحت کننده است.

زن بیشتر اوقات در صدد یافتن پاسخ و راه حل نیست و مشکل بیشتر زن و شوهرها از همین جا بروز می کند. زن می خواهد در پایان یک روز پر مشغله، درباره ی وقایع مختلف حرف بزند و احساسات خود را با مرد در میان بگذارد، امّا مرد می پندارد زن با طرح مسائل و مشکلات خود در صدد یافتن راه حل است.

اما برای درک اینکه چرا مردان به ارائه ی راه حل در مورد هر چیز اصرار می ورزند، باید عملکرد مغز مردانه را بدانید. مردان در ابتدا شکارچی بودند و به این علّت، نقش اساسی در بقای نسل بشر را به عهده داشتند. آنها تمام تلاش خود را به کار می بستند تا در شکار حیوانات موفق شوند و غذایی برای خانواده فراهم آورند. مهارت در شکار برایشان اهمیت بسزایی داشت، چون آنها باید درست به هدف می زدند و از پس شکار دونده و جهنده و دشمنانی که چشم به گوشت شکار داشتند یا تهدیدی برای خانواده محسوب می شدند، بر می آمدند. در نتیجه، در طیّ قرون متوالی، منطقه های ویژه ایی تحت عنوان «دید سه بُعدی» در مغز مردان تکامل یافت. این مناطق، مرد را در دستیابی به موفقیت در اهداف زندگی خود، یاری می دادند، از جمله، به هدف زدن و حلّ مشکلات، مردان، نتیجه محور بودند و میزان موفقیت خود را با دست یافتن به نتایج، رسیدن به اهداف و توانایی در حلّ مسائل ارزیابی می کردند.

به همین علّت، مردان، هنوز هم اهمیت و ارزش خود را با میزان توانایی حلّ مشکلات و موفقیت خود می سنجند. همچنین مردان، عاشق پوشیدن لباس نرم، کلاه، لباس کار و نصب درجه و نشان هستند. آنها دوست دارند لباس هایی بپوشند که نمایانگر کفایت و توانایی آنها در حلّ مشکلات باشد. مردی که می پندارد تنها کسی‌ست که توانایی حلّ مشکل خود را دارد، نیازی به طرح مشکل با دیگری نمی بیند. او فقط در صورتی که احساس نماید به یک نظر کارشناسانه نیازمند است. مشکل خود را نزد دیگری می برد. در نظر مرد، این مشورت و طرح مشکل، حرکتی هشیارانه و پراهمیت به شمار می آید. از سوی دیگر، مردی که مورد مشورت قرار می گیرد، از اینکه همجنس خود از او راهنمایی خواسته، احساس غرور و افتخار می کند.

وقتی مرد از زن راهنمایی می خواهد، ولی زن او را نصیحت می کند، می پندارد که زن او را بی عرضه می داند و در توانایی او در حلّ مشکل خود شک دارد. برای مرد طلب راهنمایی و نصیحت نشان ضعف است، زیرا او احساس می کند. باید به تنهایی مشکل خود را حل نماید و بنا به همین دلیل، مردان به ندرت درباره ی مسائل و مشکلات خود حرف می زنند. مردان عاشق نصیحت کردن و پیشنهاد راه حل به دیگران هستند، امّا نصیحت شدن از جانب دیگران و بخصوص زنان برایشان ناخوشایند است.

راه حل های نارحت کننده مردانه
زنان از شنیدن راهنمایی مردان ناراحت می شوند. مغز زنان بر پایه ی ایجاد رابطه از طریق حرف زدن پایه‌ریزی شده و حال  آنکه حرف زدن بسیار مشکل می آفریند. زن بیشتر اوقات در صدد یافتن پاسخ و راه حل نیست و مشکل بیشتر زن و شوهرها از همین جا بروز می کند. زن می خواهد در پایان یک روز پر مشغله، درباره ی وقایع مختلف حرف بزند و احساسات خود را با مرد در میان بگذارد، امّا مرد می پندارد زن با طرح مسائل و مشکلات خود در صدد یافتن راه حل است. در پایان این گفت وگو زن از اینکه مرد به حرف هایش گوش نمی دهد، اندوهگین و مرد از اینکه زن نصایحش را نمی پذیرد، خشمگین می شود. زن فریاد می زند: چرا ساکت نمی شوی و به حرف های من گوش نمی دهی؟ مرد نیز در جواب فریاد می زند: اگر نظر مرا نمی خواهی، پس از من چیزی نپرس!

مرد می اندیشد که با حل کردن مشکل زن، عشق و علاقه خود را نشان می دهد. زن می اندیشد مرد بی تفاوت است و با گوش ندادن به حرف هایش احساسات او را خوار می شمارد.

این صحنه برای تمام مردان و زنان دنیا آشناست. در پایان بحث، زن احساس ناامیدی، افسردگی رنجیدگی و تنهایی و مرد احساس کلافگی و سردرگمی می کند. مرد نمی داند. چرا همسرش از او قدردانی نکرده و برترین توانایی ا‌ش (توانایی حلّ مشکلات) را زیر سوال برده و به یاد انتقاد گرفته است.

هیس؛ فقط گوش کن
وقتی زن ناراحت یا مضطرب است و نیاز به صحبت کردن دارد، بهتر است به همسرش بگوید: دلم می خواهد درباره ی چند مسئله با تو صحبت کنم، نمی خواهم نصیحت و راه حل بشنوم. فقط به حرف هایم گوش بده! در این حالت مرد تکلیفش را می داند از اینکه قرار نیست بعد از شنیدن حرف های زن او را نصیحت کند یا پیشنهاد بدهد، خوشحال می شود مرد نیز زمانی که همسرش قصد درد دل کردن را دارد و می خواهد با او صحبت کند، باید بپرسد: دلت می خواهد مثل یک زن به حرف هایت گوش کنم یا مثل یک مرد؟ اگر زن گوش دادن زنانه را ترجیح می دهد، مرد فقط باید گوش دهد و سکوت کند، ولی اگر گوش کردن مردانه را ترجیح دهد، مرد می تواند در صدد ارائه ی راه حل بر آید.

مرد و زن با درک صحیح از خواسته های طرف مقابل می توانند به یک رابطه ی سالم و به دور از تنش دست یابند. خلاصه اینکه، مردان و زنان تفسیر متفاوتی از نصیحت و پیشنهاد راه حل دارند. مرد نصیحت کردن را راهی برای نشان دادن عشق و علاقه تلقّی می کند و حال اینکه زن آن را بی توجّهی مرد به سخنان خود تعبیر می نماید. پس بهتر است وقتی زن ناراحت است، همسرش با او همدردی کرده و با دقت به حرف هایش گوش دهد و اگر نمی داند زن فقط گوش شنوا می خواهد یا در طلب راهنمایی ست، این سوال را از خود زن بپرسد. زن نیز باید هنگام صحبت یا درد دل کردن با همسرش انتظارات خود را از او بیان دارد.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme