سرمقاله/درسهایی که زلزله به ما آموخت…!!

امروز خراسان جنوبی – محمد راعی فرد mohammadraeifard@yahoo.com
مردم کشورمان معلم سختگیر و عصبانی و بدقلقی دارند که هیچگاه آرام ندارد، هفته ای حداقل یکبار در جای جای این کشور حضور پیدا می کند و می لرزاند و اگر هم انرژی داشته باشد همه چیز را خراب و نابود می کند.زلزله باتمام کریه المنظر بودنش که دائم دهانی باز دارد که ببلعد آدمیان و خشت و آهن و بتون را اما دائم نیز به ما درس می دهد و هرگاه که دوباره باز میگردد می بیند که شاگردانی تنبل و خواب زده ای دارد که با این همه تلفات بازهم با بی مسئولیتی چیزی نیاموخته اند!!، هرچند سال یکبار امتحانی سخت میگیرد بدون مراقب و ورقه امتحانی ..سریع و به یکباره! دائم در تمام کشور می چرخد تا قرعه را بنام استان و شهرستان و روستایی بیرون آورد و هربار می بیند که درطول گذشت سده هایی فراوان باز این مردم تنبل و خواب آلود تجدید یا مردود می شوند.زلزله اخیر کرمانشاه که هنوز تمامی مردم کشورمان درتب و تاب آن هستند باز تلخی واقعیتی را در کام مان چکاند که ما هیچگونه آمادگی برای رودررویی با خشم طبیعت را نداریم و هنوز در پس این همه زلزله های کوچک و بزرگ که هزاران قربانی را به این خشم ناتمام داده ایم، باز هم درحال تکرار آن هستیم.دولتها می آیند ومی روند ومردم اند که می مانند، دولتها می آیند و می روند بدون این که بدانند مردم به چه اولویت هایی در کشوری چنین زلزله خیز و پر از بلا نیازمندند بلا که نازل شد تازه کاستی ها معلوم می شود، ضعف های مدیریتی، درهم ریختگی، بی برنامگی و نداشتن یک سیستم علمی وعملیاتی در تصمیم گیری ها وتصمیم سازی ها .تا این که آقایان به خودشان بیایند واز صندلی های چرخان حرکتی کنند و با عینک های دودی برچشم در مرکز حادثه حضور یابند، مردم کارشان را آغاز می کنند، آنان نیک می دانند که تا حضور نیروهای مدعی و متخصص باید زندگانشان را از زیر آوار بیرون کشند با دستانی خالی و خون آلود و فریادهایی که از زیر آوارها به گوش می رسد.مردم نیک می دانند که تا عوامل دولتی و شبه دولتی با دفتر و دستک و آرام و بی درد، خویش را به مرکز مرگ و حادثه و تکانهای قطع ناشدنی برسانند باید از گلوی خویش بزنند وبه داد آسیب دیدگان بشتابند.در کشور ما مسئولین ریز و درشتی هستند که امکانات ویژه دارند اما مردم اش همیشه کیلومترها جلوتر از آنان حرکت می کنند هرچند که در نهایت مدیران هر آنچه را که مردم ایثار کردند را به حساب مدیریتی خودشان واریز می کنند و تند و تند آمار پشت آمار رو می کنند که این است سازمان ما….!!! دراین رویداد پر از اندوه دیدیم که ستادهای بحران و مسئولین حکم گرفته اش خیلی زودتر از مردم غافلگیر شدند!! و تمامی آمارهای قبل از زلزله همراه با آن لرزه ها نیز در زیر خاک مدفون شدند و عریانی ناداشته های مدیریتی بیشتر برملا شد.آقایان دریافتند که در بحبوحه های این چنینی تمام مردم ناب و برجسته اند و دیگر کسی را یارای تقسیم بندی آنان به خودی و غیر خودی و درجه یک و دو نیست !!مردم دریافتند که دعواهای سیاسی اشک تمساحی است برای آنان، اشکهایی که محتوایش شهوت قدرت است.مردم دریافتند که میدانی این چنین پردرد و مرگ و نابودی نه سپاه می شناسد و نه ارتش و نه بسیج و نه اولویت دادن یکی بر دیگری اینجا سردار و امیر مفهومی ندارد، فکر و خلاقیت و انسانیت و شرافت کاربرد دارد.هم مردم و هم مدیران و مسئولین خسته نباشند، هنوز ابتدای راه بازسازی قرار داریم، بدانید و بدانیم که فردا باز مکانی دیگر است و غرش زمین و شیون مادر و پدر و فرزند …یکبار و برای همیشه آقایان آنقدر جرات مردانگی داشته باشند که روراست بدون بازی باکلمات و شعارهای سخیفانه و حاشیه، از مردم به دلیل نامدیریتی شان عذرخواهی کنند. باور کنید که هر چه دارید از همین مردم مفلوک دارید یکباره امر برشما مشتبه نشود که کسی هستید؟!!، همین مردم باز خواهند توانست شما را از عرش به فرش بنشانند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme