سرمقاله /انتخابات وکنش سیاسی…!!

بالاخره پس از التهابات نام نویسی نامزدان کسب کاخ استیجاری پاستور، شش نفر مورد تایید شورای نگهبان از درون خزانه ۱۶۰۰نفری ثبت نام کنندگان بیرون آمدند تا در مظان انتخاب افکار عمومی قرار گیرند.
بغیر از روحانی که کارنامه ای ۴ساله برای ارائه و دفاع در پست ریاست جمهوری دارد پنج تن دیگر باید برنامه های خویش را به مردم و افکار عمومی تقدیم کنند تا توان مقبولیت و کسب آرای لازم را داشته باشند.
مردم مخیرند که با توجه به برنامه و راهکار رای دهند و آنچه را که مبتنی بر واقعیات و تلخ و شیرین شرایط مملکتشان است را در ترازوی قضاوت گذارند و تصمیم بگیرند.
اینکه باید معیشت مردم را سامان داد، فساد را نابود کرد، بخش خصوصی را زنده کرد، تولید را بالا برد، حقوق زنان را اولویت داد، فاصله طبقاتی را از بین برد، عدالت را زنده کرد، ساده زیستی پیشه کرد، رابطه ها را نابود و ضابطه ها را جایگزین کرد، رانت خواری و رانت بازی ممنوع و…
این مجموعه گفته شده سال ها است قدمت گفتاری دارد، که هرکه آمده و رفته همین کلمات و جملات را مشق کرده و سرمشق داده که دیگران از رویش بنویسند و درس پس بدهند اما نشد که نشد و هر روز و هر دوره از شعارهای داده شده دور و دورتر شدند.
اگر قرار باشد مطالب فوق دوباره تکرار شود همان شعارهای نخ نماشده ای است که هیچگاه نتوانستد به عمل درآیند.
نامزدان کسب مقام ریاست جمهوری چنانچه مشاورین کارکشته ای داشته باشند متوجه خواهند شد که بینش و تفکر و نگاه مردم نسبت به حتی ۴سال پیش بسیار متفاوت و گزینه طلب شده است و دیگر گوش به شعارهای کلی نمی سپارند.
بیکاری، فساد، دزدی، قتل و اعتیاد را همه می دانند و نیاز به گفتن دوباره نیست، مردم این بار به برنامه رأی می دهند نه به شعارهای دهان پرکن و بی محتوایی که ازمردم سواری گیرند.
بنظر می رسد که برای جلب و جذب مردم هیچ نیازی به قدیس کردن چهره ها نباشد، هیچ نیازی به عاریه گرفتن نام و عکس دیگران نباشد، هیچ نیازی به مظلوم نمایی و موج آفرینی نباشد، هیچ نیازی به شعار و تهمت و دروغ نباشد.
مردم آنقدر آبدیده و به روز شده اند که دیگر اجازه بازی به احساساتشان را به هیچ کسی ندهند.
رای دادن مردم یک کنش اجتماعی است به کسانی که به آنان اعتماد دارند و اعتقاد، باید قبول کنیم که جامعه ایرانی دارد کم کم پوست میندازد و نمی شود با کلمات و نشان دادن در باغ سبز از آنان رای جمع کرد، البته  بجز قشر و حاشیه نشینانی که همواره رایی ثابت دارند.
ایران نیاز به برنامه دارد، نیاز به فکر و اندیشه دارد، نیاز به کارجمعی دارد، نیاز به خرد جمعی و فرهیختگان ارزشمند دارد، ایران نیاز به خودباوری و مردم محوری دارد.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*