وقتی تکیه گاه خانه می رود چطور با کودک درباره فقدان پدر حرف بزنیم؟

مرگ بخشی غیر قابل گریز از زندگی است و کودکان باید آن را درک کنند و راههایی را آموزش ببینند تا بتوانند این پدیده کاملا طبیعی را بپذیرند.مرگ از جمله موضوعاتی است که صحبت کردن در مورد آن به خصوص با کودکان کم سن بسیار دشوار است علی الخصوص وقتی پای تکیه گاه خانه یعنی پدر در میان باشد.

کودک

والدین باید بدانند صحبت با کودک درباره مرگ مثل هر موضوع دیگری است که کودکان در مورد آن سوال دارند. والدین نباید از پاسخ دادن طفره بروند و متناسب سن شان به آنها پاسخ دهند. اگر کودکان پاسخ درست در این مورد دریافت نکنند از خیال پردازی استفاده می کنند که می تواند از نظر شخصیتی به کودک آسیب بزند.

یکی از اتفاقاتی که ممکن است برای هر خانواده ای اتفاق بیفتد، از دست دادن پدر خانواده است. مرگ پدر، کودکان را بسته به سن و سالشان با مسائلی روبه رو می کند. مادر خانواده به عنوان تنها بزرگ تر و سرپرست باقیمانده و نزدیک ترین فرد به کودکان، باید مسئله مرگ و نبود پدر را به گونه ای برای کودکان توضیح دهد که کمترین آسیب را ببینند. علاوه بر توضیح، شرایط را باید طوری مدیریت کرد که کودکان از فقدان پدر در عذاب دوچندان نباشند و دچار اختلالات روانی دیگر نشوند. در ادامه به برخی از این راهکارها و مهارت ها خواهیم پرداخت.

حقیقت را رویایی جلوه ندهید

اگر مجبورید کودکتان را به تنهایی بزرگ کنید، او مسئول این شرایط نیست. پس هنگامی که اشتباهی مرتکب می شود یا شیطنت می کند، به او احساس گناه ندهید

به کودک دروغ نگویید؛ «پدرت به مسافرت رفته» یا جملاتی از این دست که حقیقت را کتمان می کنند، باعث می شود که کودک همیشه چشم انتظار باقی بماند. علاوه بر این شما مجبور می شوید همیشه در حال دروغ گفتن باشید و نقش بازی کنید که این فرزندتان را نسبت به شما بی اعتماد می کند.

بگذارید، کودک در مراسم باشد

«بچه س براش خوب نیست»، «بچه س نباید توی مراسم باشه» و جملاتی از این دست که سبب می شود کودک شما کاملا از مراسم سوگواری دور نگه داشته شود را جدی نگیرید. اگر کودک ۶ سال به بالا دارید، اجازه دهید که در مراسم سوگواری شرکت کرده و عزاداری کند. اینکه کودک را دور نگه دارید و ناگاه او را به خانه ای وارد کنید که پدرش قرار نیست هرگز بازگردد، او را دچار سردرگمی، افسردگی و چشم انتظاری و عدم پذیرش مسئله می کند.

در مورد بهشت اغراق نکنید

در مورد جای خوب پدر، اغراق نکنید. آنقدر زیاده روی نکنید که کودک گمان کند که در جهنم به سر می برد و برای درک خوبی ها باید به جایی برود که پدرش هم آنجا منتظر او است. «خدا همه آدم خوب ها را پیش خودش می برد» یا «بابا چون خیلی خوب بود، خدا بردش پیش خودش» سبب می شود کودک میل به خودکشی پیدا کند. علاوه بر این شما این باور را به کودک می دهید که همه  آدم های خوب رفته اند پیش خدا پس همه  آنهایی که زنده مانده اند آدم های بدی هستند. در اطلاعاتی که به کودک می دهید دقیق و صادق باشید.

او را دچار سردرگمی نکنید

کودکی که پدرش را از دست می دهد، می شود مرکز توجه و دلسوزی تمام اطرافیان و نزدیکان و همه علاوه بر محبت های گاه افراطی، نسبت به آینده و فعالیت های او نیز احساس تکلیف می کنند. بنابراین دستورات و امر و نهی های متفاوتی از جانب پدربزرگ، عمو، دایی، شوهر خاله و…صادر می شود و هر کدام چیزی می گویند. در واقع شبه  پدرها، کارشان را از همان روز اول آغاز می کنند. این وظیفه شماست که اجازه ندهید تنوع آموزه ها، او را دچار سردرگمی کنند.

ترحم نکنید

دلسوزی ها و محبت ها نسبت به کودک، همانطور که عنوان شد از همان روز اول آغاز می شود؛ از نوازش گرفته تا تن دادن به تمام خواسته های معقول و نامعقول کودک. کودک شما باید بداند که قوانین هیچ تغییری نکرده اند و همان قدر که به او نزدیک می شوید و محبت کرده و سعی می کنید در شرایط سختی که دارد کنارش باشید، به همان میزان هم بر سر اصول خود باقی مانده اید.

به کودک مسئولیت سنگین ندهید

به کودک دروغ نگویید؛ «پدرت به مسافرت رفته» یا جملاتی از این دست که حقیقت را کتمان می کنند، باعث می شود که کودک همیشه چشم انتظار باقی بماند

مراقب باشید، حتی به صورت زبانی به کودک مسئولیتی بیشتر از ظرفیتش ندهید. گاهی مادران پس از مرگ یا جدایی همسرشان، به پسر خود می گویند: «تو مرد خانه هستی». یا پدران به دختر خود می گویند «حالا که مامان نیست، تو باید مثل یک خانم رفتار کنی». اجازه دهید کودک، همان کودک باشد و رفتارهای کودکانه اش را ابراز کند.

نشانه ها و یادگاری ها را پنهان نکنید

گاهی اوقات افراد فکر می کنند اگر یادگاری های فرد از دست رفته را پنهان کنند کودک او را فراموش می کند؛ در حالی که کودکان با این روش نه تنها کسی را فراموش نمی کنند بلکه احساس می کنند دیگران در حق او بی مهری کرده اند. بهتر است یک آلبوم عکس از او تهیه کنید یا حتی از میان یادگاری هایش چیزی را به کودک بدهید تا نگه دارد و از این طریق، کسی را که دوست داشته اما از او جدا شده است را به خاطر بیاورد.

مراقب کلمات خود باشید

به خاطر داشته باشید، زخم کلمات روی روان کودکان به این آسانی ها التیام نمی یابد. اگر مجبورید کودکتان را به تنهایی بزرگ کنید، او مسئول این شرایط نیست. پس هنگامی که اشتباهی مرتکب می شود یا شیطنت می کند، به او احساس گناه ندهید کودک به اقتضای سن خود رفتار می کند؛ پس هیچ گاه به او نگویید «به خاطر تو از خودم گذشته ام ولی تو این طور مرا اذیت می کنی» یا «جوانی ام را به پای تو هدر دادم که خوب درست را نمی خوانی». مراقب باشید هنگام عصبانیت، چیزی نگویید که او حس اضافی بودن پیدا کند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*